ميرزا محمد حيدر دوغلات

3

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بيت : باج‌ستان ملوك تاج ده انبياء * شحنهء هفتم بهشت خسرو مالك رقاب آنكه زمرهء رسالتش كسر در كار كسرى افكنده و غلغهء جلالتش قصر قيصر را در هم شكسته ، براق 9 برق آساى او كارخانهء فلك را زير پى كرده و دست ابرآساى او نام حاتم را طى كرده . نظم : شهنشاه سرير قاب قوسين * امام انبياء سلطان كونين سوار عرصهء ميدان تحقيق * كه برد از هر دو عالم گوى تحنيق ملايك خاشه روب بارگاهش * سليمان كمترينى از سپاهش سرير عرش را نعلين او تاج * امين وحى و صاحب سرّ معراج دوست نواز إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً 10 ، دشمن گداز أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى 11 كه ملازمان درگاه و چاوشان بارگاهش به ضرب تيغ آبدار فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ 12 و زخم سنان آتش‌بار وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ 13 روى زمين را از غبار كفر و شرك پاك گردانيد و سرگردان ناپيداى ضلالت و گم‌گشتگان جهالت را به نور الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ 14 رسانيد . نظم : او شاه ابطحى كه سليمان گداى اوست ( 2 ر ) * تعظيم مروه و عرفات از صفاى اوست آدم كه او مقدمة الجيش اصفياست * خاشاك روب بارگه اصفياى اوست جام جهان‌نماى زراندود آفتاب * يك تاب خانه در حرم كبرياى اوست تا پنج نوبت شاهى او زنند * صد كسرى و سكندر و خاقان گداى اوست مقصود از آفرينش اين طاق نيلگون * فرّ هماى دولت بىمنتهاى اوست طاوس بوستان رسالت كه جبرئيل * هنگام دى بلبل دستان سراى اوست عالى حضرتى كه پايهء نبوتش در مدارج علوّ و معارج سموّ به مرتبهء رسيده كه آدم صفى و ابراهيم خليل - صلوات اللّه و سلامه عليهما - به يمن نبوت او پاى افتخار بر تارك