ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 207

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تقويت اين مؤسسات ، اراضى بسيار حاصلخيزى را اختصاص مىدادند و در عوض متوليان ارشد آن مؤسسات نيز ، به نام حامى مقدس خود ، عنايات و انعامات بىشمارى را نثار يك روستايى بىسواد و موهوم پرست مىكردند . » « 1 » خلاصه ، خواجگان گروهى تلقى مىشدند كه محصول رخدادهاى قبلى در خلال حكومت خانان مغول - حكومتى كه با تاخت و تاز چادرنشينان سركش و بىمسئوليت آغاز شده و با نفاقى و تعصبى پايان يافته بود كه معمولا مشخصه مردمى است كه از دست‌يابى به هر مرتبه‌اى از تمدن عاجزند - بودند . در ايام غفلت خواجگان ، رقيبانى ظاهر شدند و آنان را از خانه بيرون راندند ، اينان نيز اندكى پس از يك قرن ، عمدتا به همان دلايل مبتلا به اسلاف خود ، مجبور به ترك صحنه شده ، فضا را براى ديگران آماده ساختند اما هنوز بر اقتدار به دست آمده تسلط نيافته بودند كه مانند بيشتر حكومت‌ها و سلسله‌هاى آسيايى ، اختلاف در ميانشان آغاز شد و انجمن آنها به اردوگاه‌هاى متخاصم تقسيم گشت . يكى از اين گروه‌ها « سفيد كوهى » و ديگرى « سياه كوهى » - آق‌تاغليق و قره تاغليق - نام داشتند . اينها نخست بر سر اختلافات مذهبى با يكديگر به خصومت پرداختند ، اما اين امر كمكى به از بين رفتن تلخى موجود در ميان آنها نكرد ، هر دو گروه با تحصيل حمايت قرغيزها به زودى اختلافات خود را به منازعات سياسى مبدل ساختند كه اين امر موجبات سقوط سريع حكومت آنان را فراهم آورد . سفيد كوهىها ، طوايف چادرنشين مغولستان ، و سياه‌كوهىها ، طوايف چادرنشينى ناحيه پامير را فراخواندند ؛ و اگرچه سفيد كوهى تحت رهبرى روحانى برجسته‌اى به نام خواجه هدايت اللّه ( معروف به حضرت آفاق ) براى مدتى تا اواخر سده هفدهم موقعيت برترى را كسب كرد ، اما مجادلات هميشگى آنها باعث شد كه تمام مملكت ابتدا به دست قلماق‌ها بيفتد و نهايتا تحت حكومت امپراتوران منچوى چين درآيد . بدين ترتيب قرغيزها به اندازه كافى از دشمنان ديرينه خود انتقام گرفتند و به تشكيل اتحاديه‌هاى بزرگى پرداختند كه تا به امروز دوام يافته است .

--> ( 1 ) . گزارشى از ياركند ) troper dnakray ) ، ص 174 .