ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 203
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ناميده مىشد ، اما در مورد او چيزى نوشته نشده ، هشتمى قريش سلطان بود كه با برادرش عبد الكريم نفاق مىورزيد و به هند رفت كه در آنجا چغتائيان با شكوه هرچه تمامتر از او استقبال كردند . از او دو فرزند باقى ماند و در ايامى كه احمد رازى تاريخ خود را مىنوشت هنوز زنده بودند . از پنج پسر باقى مانده رشيد سلطان سخنى به ميان نيامده ؛ تنها نام سه تن با عنوان الوس سلطان ، عارف سلطان و عبد الرحيم سلطان ذكر شده است . از اين گزارش اندك مىتوان جمعبندى مختصرى در خصوص جريان حوادث در خلال چهل و چهار سالى كه پس از اتمام كار ميرزا حيدر ادامه داشته به دست آورد . « 1 » تنها دو نكتهاى كه روشن به نظر مىرسد آن است كه مجادله با قرقيزها زياد بوده و تمايلى به تقسيم خانات به بخشهاى كوچكتر وجود داشته است . به هر حال ، ما كلا به شعاعى از روشنايى ( هرچند كه متأسفانه براى ارزشمند بودن آن خيلى دير شده ) رسيدهايم كه توسط جهانگردان اروپايى اين شعاع افكنده شده ؛ زيرا نظر اجمالى بعدى را در مورد مغولها و ايالات آنان ، از روايات مبلّغ پرتقالى بنديكت گوئز به دست مىآوريم كه تا اندازهاى چنان كه در بخش قبلى ديدهايم پدر ماتئوريچى مبلغ يسوعى در پكن آن را از فراموشى نجات داده است . گوئز در جستجوى راهى به چين از طريق آگره و لاهور ، از ميان افغانستان و از روى پامير گذشته و در اواخر 1603 به ياركند رسيد . در اينجا حدود يك سال توقف كرد و در
--> است كه به محمد فضل نامى از « پوسكى » لقب ترخان يا آزاده بخشيده است . اين فرمان در تاريخ 1587 ميلادى - 996 هجرى در كاشغر صادر شده . » اما سال 996 عمدتا با 1588 - يعنى از 2 دسامبر 1587 تا 2 نوامبر 1588 مطابقت مىكند . آقاى شاو همچنين با اشاره به عبد الرحيم ، سومين پسر ، نوشته كه برخى از سندهاى القاب مشخص مىكند كه وى در 1011 هجرى ( 3 - 1602 ميلادى ) حاكم ياركند و كوچر در 1017 ( 9 - 1608 ) بوده است . از اين يادداشتها همچنين پيداست كه چند تن از نوادگان عبد الرشيد در نواحى متعدد تركستان شرقى تا حدود نيمه سده هفدهم ، وارث نوعى قدرت بودهاند . ( 1 ) . يادداشتهاى دكتر بللو كه از تاريخ خانان چغتايى ( كتابى كه در هر حال به گفته خودش آن را نديده است ) و از تحقيقات شخصى سرچشمه گرفته ، در درون خود تناقض دارند ، و به كلى با اسامىاى كه احمد رازى توانسته با معلوماتى جزئى ، آنها را در هفت اقليم بيان كند ، مغايرت دارند . - troper dnakray ( گزارشى از ياركند ) ، صص 175 - 174 .