ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 191
تاريخ رشيدى ( فارسي )
چينىها از اين شيادى كاملا باخبر بودند ، اما به امپراتور خود روا مىدانستند كه اين گونه تحميق شود ، چنان كه گويى او را متقاعد مىساختند كه تمام دنيا خراجگذار چين است ؛ در حقيقت بيشتر چين بود كه به آن ممالك باج مىپرداخت . » « 1 » اين گزارش نسبت به تشبيهات به عمل آمده درباره ايالاتى مانند كوشن - شين ، سيام ، كره و غيره ممكن است تا حدودى اغراقآميز باشد ، زيرا كاملا معلوم شده كه در اين موارد موضوعى نبوده كه چينىها چشم خود را بر شيادى ببندند و تحميق را به خود روا دارند . پرداخت خراج از سوى اين گونه كشورها به معناى انقياد سياسى بود ؛ تحميل آن در مواردى يك امر جدى بوده و يكى از نكات اصلى سياست خارجى چينىها محسوب مىشد . اما تا جايى كه به دول كوچك آسياى مركزى مربوط مىشد ، اين امر چيز مهمى نبود ، و بدون ترديد حقيقت آن است كه در دوره مورد نظر ، رسم فرستادن هيئتهاى حامل خراج به چين ، در خانات شرقى تركستان رو به انحطاط گزارده و به ماجراجويىهاى بازرگانى صرف تبديل شده بود و چينىها با وجود آگاهى از كاربرد نادرست اين رسم ، آن را تحمل مىكردند . « 2 » حتى يكى از مقتضياتى كه موجب مأموريت گوئز شده مربوط به يكى از اين نوع سفارتهاى نامشروع بوده است . يك بازرگان مسلمان هنگامى كه از چين به لاهور بازمىگشت به يسوعيون آنجا در خصوص جاده « ختاى » اطلاعاتى داد كه ظاهرا تأثير بسيار زيادى در تصميمگيرى آنان براى پيش فرستادن بنديكت گوئز داشت . مردى كه در دربار اكبر حضور يافته بود در جواب امپراتور كه چگونه مورد تأييد پايتخت چين قرار گرفته به صراحت پاسخ مىدهد كه در هيئت سفيرى از سوى پادشاه كاشغر به آنجا رفته بود . از اين رو امكان دارد هنگامى كه هيئتهاى قلابى متصدى حمل خراج از سوى آن همه رؤساى جزء متعدد ، يا حكام شهرها به پكن وارد مىشدند ، چينىها بالفعل شماره آنها را از تورفان با رقم بزرگ هفتاد و پنج در دوره مورد نظر پيرآمو ثبت كرده باشند ، اما
--> ( 1 ) . ختاى ، اثر پول ، صص 583 - 582 . ( 2 ) . به گفته سريول ، آبل رموزا ) tasumer leba ( ثابت كرده كه اين مورد در ايام امپراتوران سونگ - يعنى آخرين سلسله بومى چين قبل از مينگها - نيز اتفاق افتاده است . ( ختاى ، ص 583 ) .