ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 175
تاريخ رشيدى ( فارسي )
چهاردهم ، از زبان ترسايى سخن مىگويد . تقريبا در همان دوره مؤلف ارمنى هيتون شاهزاده گريگوس « 1 » ، در گزارشى از ممالك آسيا ، نام ترسا را با تأكيد ، بر كشور « يقورها » يا اويغورها به كار مىبرد « 2 » . ميرزا حيدر در نوشتههاى خود در قرن شانزدهم ، ذكرى از ترسا ، يا حتى كلا اويغورها ، به عنوان سكنه تركستان شرقى « 3 » به ميان نمىآورد ، و شايد بتوان گفت كه بخش اعظم مردم تا زمان او مسلمان شده بودند ، و به نام قومى خود ، اويغور شناخته نمىشدند . او فقط از اويغورهاى « ساريغ » ، يا « زرد » نام مىبرد كه به صورت جامعه كوچكى نمودار شده و در شرق يا شمال شرق ختن قلمروى براى خود داشتهاند و به قول وى بتپرست بودهاند « 4 » . اينان به احتمال قريب به يقين فقط بخشى از سكنه اصلى هستند كه مذهب قديمى خود - مسيحيت يا بودايى - را حفظ كرده و در ناحيه مجزاى مرزى در صحراى شرقى در پناه كسانى به سر مىبردهاند كه به آيين اسلام گرويده بودند . در اين صورت آنان مانند بقيه اهالى از نظر زبان و نژاد ، ترك بودهاند . در تاريخ رشيدى به غير از اويغورهاى آلتى شهر ، فقط از قلماقها به عنوان اهالى آن شهر سخن به ميان آمده ، كه از آن به بعد نويسندگان مسلمان آنان را به اين نام خواندهاند . « 5 » منقولان و چينىها ايشان را اويرات مىخواندند و احتمالا اين نام اصلى آنها بوده است . « 6 » تعداد آنان بايستى معدود بوده و البته از نظر قومى منقولى محسوب مىشدهاند ، نه تركى . سرزمين اصلى آنها در ميان سلسلههاى شرقى تيانشان قرار داشت
--> ( 1 ) . sogirog fo ecnirp , notyh . ( 2 ) . ر . ك : ختاى ، اثر يول ، ص 205 . ( 3 ) . وى صرفا از برخى اشخاص به عنوان اويغور نام مىبرد ، و در بيان كله ترسا عبارتى را از تاريخ جهانگشاى نقل مىكند . اين نام احتمالا در روزگار وى از بين رفته بوده . ( 4 ) . ر . ك : ص 5 و 757 ، پىنوشت شمارهء 580 . ( 5 ) . پروفسور گريگوريف مىگويد كه نام قلماق ( يا قل - ايماق ) اولين بار فقط در نيمه نخست قرن پانزدهم ظاهر مىگردد . ( 6 ) . تحريف چينى آن ، وا - لا بوده . آنها همان مردمى هستند كه بعدها اليوث ) htuele ( يا الوت ) tolo ( و زونگار ناميده شدند ( برتشيندر ، 2 ، ص 159 ) ؛ هرچند كه مىبايستى پيروى از نظريه چوان يوان سياح چينى قرن اخير صحيحتر بوده باشد كه مىگويد زونگارها شاخهاى از اليوثها بودهاند . ( ر . ك : 100 . p , . 1887 , noesum el ni . dicco enihc yuleug (