ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 150

تاريخ رشيدى ( فارسي )

مغولى ترجمه شده نيز ( تا آنجا كه من توانسته‌ام از آنها استفاده كنم ) هيچگونه روشنايى بر روى آن نينداخته‌اند . در واقع ، من به غير از استنباطى كه از گفته ميرزا حيدر دارم ، چيزى نمىدانم تا به تحقيرآميز بودن اين اصطلاح اشاره كنم ، اما با توجه به نسبتى كه او ابداع كرده و شيوه متداول در بخش اعظم آسيا كه به موجب آن هر قومى ديگرى را با لقبى تحقيرآميز مىخواند ، احتمالا اين مورد مجرد كافى خواهد بود . مترجمين ، اين اسم را در چندين آثار شرقى با يك يا چند اختلاف مشاهده كرده‌اند و ظاهرا در موارد متعددى براى قبيله يا اجتماعى كاربرد داشته : چنان كه كاترمر به نقل از تاريخ وصاف عبارتى مىآورد مبنى بر اينكه « قراوناس » بيشتر به ميمون شباهت داشتند تا به انسان ، اما « در ميان منقول‌ها » شجاع‌ترين افراد بودند « 1 » . مير خواند نيز در توصيفى مختصر آنها را به همين صفت معرفى كرده ، همچنين رشيد الدين از دلاورى آنها سخن گفته ، و به هر حال چند نفر ديگر فقط به ذكر نام آنها پرداخته‌اند . هيچ يك از اين مؤلفان در تشخيص معنى كلمه يا پىگيرى ريشه كاربرد آن به عنوان يك ملت براى چغتائيان ، كمكى به ما نمىكنند . هيچ يك از آنها رهنمودى بيش از اين ارائه نمىدهند كه قراواناس جزئى از قبيله منقولانى بوده‌اند كه در دوران هلاگو يا بلافاصله پس از او وارد خراسان و ايران گشته‌اند . در واقع از [ تاريخ ] وصاف چنين برمىآيد كه در اواخر قرن دوازدهم در ميان منقولان قبيله‌اى به نام قورانس « 2 » بوده ، اما اين اسم در فهرست رشيد الدين قابل رديابى نيست ، جز آنكه ما آماده شدايم آن را به صورت « قره‌نوت » ( در حالى كه ت آخرى جمع مغولى است ) ، يا « قورولاس » « 3 » در ترجمه دكتر اردمان بپذيريم . در هر صورت گفته شده كه قورانس بعدها در فارسى به قراوناس تغيير يافته كه همان تلفظ ميرزا حيدر مىباشد . جز

--> ( 1 ) . عين عبارت تاريخ وصاف چنين است : « لشكر قراوناس . . . كه پيش از آن كه انسان باشند نسناس‌اند و در ميان مغول به پاكى آنان يافت نشود » . ( تحرير تاريخ وصاف ، به قلم عبد الحميد آيتى ، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى « پژوهشگاه » چاپ دوم ، م 137 ، ص 72 ( م ) . ( 2 ) . اين كلمه در فهرست سى و نه قبيله‌اى قرار دارد كه توسط وصاف تهيه شده و او اين فهرست را از روى كتابى به نام تاريخ مغول فراهم آورده است . اين اطلاعات از خان بهادر مولا بخش وابسته سفارت عليا حضرت در سركنسولگرى خراسان به من رسيده است . ( همچنين ر . ك : پيوست دو ) . ( 3 ) . در 168 . p , ehcilrett uhcrenu red nihcsdumet اثر اردمان ) nnamdre ( .