ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 148
تاريخ رشيدى ( فارسي )
قرهختايى ، تمام آن خطه را قرهختايى مىگفتهاند اين نامى بوده كه خود منقولان آن را به خويشتن اختصاص داده و ( در آن روزگار ، به هر صورت ) به آن مىباليدهاند ، و نيز نامى بوده كه با شهرت و رايجترين رسوم آنها ارتباط داشته است . طرز عمل و نتيجه غير هوشيارانه ناشى از آن مانند شيوه فرانكها در گل ، در تاريخ اروپائيان بوده است . فرانكها در خلال قرن سوم هنوز يك همپيمان نامطمئنى براى قبايل ژرمنى كه در آن سوى ساحل راين زندگى مىكردند محسوب مىشدند . اينها به تدريج زير نظر مروونژين تهاجم به منطقه ساحل چپ را شروع كردند . با كاهش قدرت رومىها ، بر قدرت اينان همچنان افزوده مىشد تا اينكه در قرن پنجم اقتدار آنها بر تمام گل شمالى گسترش يافت . در اينجا خود را با اوضاع خطه جديدشان تطبيق دادند و تدريجا در روى تمام سطح [ زمينى ] كه امروزه فرانسه ناميده مىشود پراكنده شدند . اگر چه تعداد آنها به قدرى اندك بود كه زير فشار جمعيت وسيع گال قرار داشتند اما تازه واردان مآلا موفق شدند كه نام خود را بر آن ملت انبوه تحميل نمايند و نامهاى فرانسه يا فرانسوى از نام آنها مشتق شده كه كاملا با سكنه قديمى آنجا جابجا گرديدند . اما مغولستان تنها نام سرزمين جديدى نبود كه منقولها به دست آورده بودند ، زيرا در بسيارى از كتب سدههاى پانزدهم و شانزدهم مىبينيم كه نام جته - اسمى كه در ترجمه چندين شكل غيرضرورى را پذيرفته - هم بر سرزمين و هم بر مردم آنجا اطلاق شده است . مثلا ترجمهاى كه پتى دلاكروا مترجم فرانسوى ظفرنامه در پايان قرن هفدهم گذشته از اين كلمه به صورت جته به عمل آورده و بسيارى از مؤلفان بعدى از آن الگو پيروى كردهاند . از اسمى كه به اين طريق غلط تلفظ شده ، در ميان نويسندگان اروپايى انديشههاى زيادى ظهور كرده است ، برخى از آنها توانستهاند از اين كلمه عنوان جتهاى هند را مشتق سازند و گروهى ديگر آن را جته يا ماساژتهاى مؤلفان قديم دانستهاند . لازم به ذكر است كه جديدترين مستشرقان عليرغم پوشيده بودن ريشه و
--> نويسندگان آسيايى را در مورد كلمه ترك در نظر بگيريم كه در اين صورت پروفسور سخت تحت تأثير احساسات قومى قرار خواهد گرفت . در بخش حاضر درباره اين موضوع بحث بيشتر به عمل خواهد آمد .