ميرزا محمد حيدر دوغلات

796

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( شده ، با دقت قابل توجهى با حروف فارسى نشان داده شده و فقط در مواردى كه به تعيين موقعيت نواحى كاملا شناخته نشدهء مخصوص تبت مىرسيم ، اختلافاتى بروز مىكند . توضيح احتمالى اين است كه ما از اسامى امكنه متداول آنجا ، آگاهى بسيار اندكى داريم . اكثر آنها از منابع بيگانه - در قرن اخير [ نوزدهم ( م ) ] از چين و از هند دوران سوروى پانديت - به نقشه‌هاى ما رسيده و احتمال دارد كه با متن ميرزا حيدر تفاوت شكل داشته باشد . روايات جهانگردان معاصر نيز كمكى به ما نمىكند . حتى روايت ايپّوليتو دسيدرى ) iredised otiloppi ( مبلغ يسوعى ربع نخست قرن اخير [ نوزدهم ( م ) ] نامى از منطقه لاداخ و لهاسا را در بر نمىگيرد يا حتى نگاهى اجمالى به جغرافياى آن سرزمين ندارد . حال آنكه به نظر مىرسد وى تقريبا به طور دقيق در همان مسير ميرزا حيدر حركت كرده است . همين مورد را چنان كه ديده‌ايم درباره روايت پانديت نيز مىتوان گفت . در اينجا شايد بتوان افزود كه دكتر ودّل به من گفت كه معنى استكبرق ، ببر صخره است كه به احتمال زياد در تبت نامى متداول مىباشد . اين هجاها در تبت مىتواند تاراك يا تارا تلفظ گردد ، اما من در اين حال نيز نمىتوانم اسم مذكور را رديابى كنم . ( در مورد استراچى ر . ك : سفر . . . در تبت ، اقتباس از مجله انجمن آسيايى بنگال ) b . s . a . j ( ، 1848 ؛ و جغرافياى طبيعى تبت ( در مجله انجمن سلطنتى جغرافيايى - s . g . r . j 1854 ؛ پانديت ) nitarolpxe nayalamih . snart fo troper ( 1867 - 1865 ؛ نقشه دانوى در دوهالدى ) edlahud ( ، مجموعه 4 ، ص 458 ؛ و دسيدرى در نسخه خطى متعلق به انجمن هكليوت . ) شباهت آنچه كه از لشكركشى ميرزا حيدر برمىآيد با نوشته‌هاى دوگرا ) argod ( تحت عنوان زور سينگ ، درست 300 سال بعد از ميرزا حيدر ، قابل ملاحظه است . گلاب سينگ ، راجه دوگرايى كشمير كه لاداخ را بدون زحمت زياد مطيع ساخته بود تصور مىكرد كه گسترش فتوحاتش به سوى خط لهاسا نيز به همان سادگى خواهد بود . در بهار سال 1841 قشونى به فرماندهى زور آور سينگ به سوى ايالت نارى خورسوم تبت در سه ستون - يكى از طريق تنكسه ) esknat ( ، ديگرى از راه دره سند و سومى مسير فلات روپشو ) uhspur ( - به پيش رفت . چون در مقابل ستون اول ، از سوى تبتىها مقاومتى به عمل نيامد دوگراها به راحتى پيشروى كردند ؛ اما پس از عبور به جنوب شرقى درياچه مانساروار ، زمستان فرا رسيد و اين در حالى بود كه آن تقريبا به ارتفاع 15000 پايى از سطح دريا رسيده بودند . سرما شدت داشت ؛ گويى ملزومات و پناهگاهى مشهود نبود . سربازان در صدد برآمدند كه از تيرها [ ى كمان ( م ) ] و قنداق‌هاى تفنگ به عنوان سوخت استفاده كنند . تبتىها از فرصت به دست آمده سود جسته و لشكر عظيمى از ايالت شرقى فراهم آوردند و به سر مهاجمان تاختند و از آن سوى سرما و گرسنگى ، يا به قول وقايع‌نگاران دوگرا « سپاه فصل » نيز آنان را به ستوده آورد . در جنگى كه تقريبا در نيمه دسامبر ، ما بين كاردونگ و پورنگ رخ داد ، دوگراها شكست يافتند . لشكركشى ميرزا حيدر اگر چه تا حدودى بدون فاجعه پايان يافت اما شباهت آن با لشكر كشى زورآور سينگ در اين است كه فرد اخير شرايطى را براى نپالىها ايجاد كرد كه آنان را از حضور سپاهى مهاجم در مجاورت مرزهاى خود احساس خطر كردند . از سوى حكومت آنها سفرايى آمدند و از فرمانده دوگرا توضيح خواستند و ظاهرا پاسخ رضايتبخشى دريافت كردند زيرا گزارش خصومت‌آميزى با نپالىها ثبت نشده است ، حتى پس از فاجعه كاردونگ ، سربازان فرارى اجازه يافتند كه به قلمرو راجه غوركا پناهنده شوند . ( گزارشى از اين لشكركشى را مىتوان در گلاب‌نامه ديوان كيرپارام پيدا كرد . اين اثر تاريخ دوگراهاى كشمير به زبان فارسى است . من يك سال پيش [ ظاهرا در يكى از سال‌هاى 1890 تا 1895 ( م ) ] منتخباتى از آنها را ترجمه كرده‌ام . ) لازم به ذكر است كه حكومت هند كه نارى خرسوم را از آن چين مىپنداشت ، با شنيدن خبر تهاجم ، از