ميرزا محمد حيدر دوغلات

795

تاريخ رشيدى ( فارسي )

روزه و از ماريول يا له ، بيست روزه راه بوده است . بارمانگ نيز ناحيه‌ايست كه مؤلف در اين لشكركشى از آن نام برده و احتمالا آن را بايد در گوگه يا چومورتى جستجو كرد كه با فاصله بيست روزه راه تخمين از له ، تطبيق مىنمايد ؛ كاردون يا شايد كاردم يا كاردونگ نيز در نقشه‌هاى تبت ، در حدود دوازده مايل جنوب درياچه لنك واقع شده است . از جمله نام‌هايى كه در صفحه 606 به تفصيل از آن سخن گفته شده يكى گوگه است كه از نام‌هايى كه در مسير لهاسا واقع شده به مراتب گيج كننده‌تر است . در واقع بيشتر از آن نام‌ها ظاهرا به مناطقى اشاره دارد كه در مسير آن راه در معرض ديد قرار مىگيرند . در مورد وضعيت زونكه كه در متن آمده شايد بتوان از عبارت موجود در صفحه 610 كليد مبهمى به دست آورد و اين در حالى است كه مؤلف در تاريخ‌ها يك ماه اشتباه كرده باشد . در آنجا مىنويسد كه در ماه ربيع الاول 940 در زونكه بوده است . همچنين مىگويد ( 1 ) در غره صفر به بارمانگ رسيده و ( 2 ) آن محل از ماريول بيست روزه راه بوده و اين در حالى است كه وى به سرعت ، يكى پس از ديگرى آنها را پيموده است . بيست روز از تاريخ ترك ماريول مىتواند به غره محرم تطبيق يابد در حالى كه تا غره صفر پنجاه روزه به طول مىانجامد . با اين حال مؤلف مىگويد كه در غره محرم در كاردون يا نزديك آن بوده و چند روزى در آنجا توقف كرده است . فاصله كارون ( شايد هم كاردون ) از ماريول بسيار دور تر از فاصله بارمانگ يا هر فاصله بيست روزه‌اى از له مىباشد ، با اين حال مؤلف ، يك ماه زودتر از اولى خود را در محل دومى قرار مىدهد . بنابراين تواريخ موجود در متن ، به احتمال كلى بايد غره محرم در بارمانگ و غره صفر در كاردون - يعنى بيست روزه راه از ماريول به اولى و پنجاه روز به دومى - خوانده شود . و در اين صورت زونكه بايد ( مطابق تواريخ ) در ميان كاردون ( يا درياچه بزرگ ) و اسكبرق واقع شده باشد . اين تصحيح منطقىتر است زيرا مؤلف مىگويد كه از ماريول تا بارمانگ به سرعت حركت كرده و ملازمانش به تأنى آمده‌اند ، تا اينكه دو گروه در نزديكى كاردون به يكديگر پيوسته‌اند . در صورت قابل قبول بودن يك چنين اصلاحى ، كليد شناسايى زونكه بر اساس عبارت فوق خواهد بود . در حال حاضر سفرنامه‌اى از كاپيتان استراچى متعلق به 1846 در دست هست كه از ناحيه‌اى به نام سامكو ) ukmas ( واقع در چهاردهمين چاپارخانه از لهاسا سخن مىگويد كه مىتواند در جاى ساركاى مورد نظر پانديت و نقشه‌هاى ديگر قرار گيرد و در اين وضعيت زونكه ( شايد هم سامكو ) مىتواند در تعيين موقعيت ميرزا حيدر در ماه ربيع الاول قرار گيرد . در اين صورت ، هم ( يا هرى ) و اسكبرق با در نظر گرفتن تواريخ ، از يكديگر بسيار دور مىگردند و در صورتى كه قرائت نام هرى درست بوده باشد احتمال دارد كه آن محل نماينده آريدسونگ ) gnosdira ( باشد كه در نقشه دانوى ) ellivna'd ( در مجاورت درياچه‌اى بىنام در راستاى غرب رودخانه بزرگ نشان داده شده ، اما قصد آن علنا درياچه پالگو ) uglap ( يا پالو در نقشه بعدى بوده است . اما آريدسونگ مورد نظر دانوى ، با كما تعجب در نقشه‌هاى جديدتر موضعى به نام جنگ‌كو ) ukgnoj ( است كه شباهت عجيبى به زونكه دارد . به هر حال سامكوى مورد نظر در سفرنامه استراچى زياد مهجور نبوده و از ميان دو اسم مىتوان يكى را ترجيحا به عنوان زونكه تعيين موقعيت كرد . در صورتى كه سامكو تحريفى از همان كلمه نباشد مىتواند نام ديگر ساركا تلقى گردد . كاپيتان استراچى خصوصيات اين محل را ذكر نكرده اما پانديت آن را چنين توصيف نموده « دهكده بزرگى داراى خانه‌هاى متعدد ، » در حالى كه ميرزا مىگويد كه از مواضع مشهوره تبت بود . در هر صورت نتيجه اين است كه دورترين نقطه مورد نظر ميرزا حيدر از لهاسا نمىتواند ( بر اساس اين فرضيات ) در ماوراى پالگو يا درياچه پالو ، واقع در حدود 86 درجه طول شرقى يا در نهايت حدود 350 مايلى از لهاسا قرار داشته باشد . اما اين اظهارات كم و بيش بر پايه تحقيقات نظرى است و اعتماد بر اساس آن بسيار جزئى مىباشد . به احتمال كلى ، نام‌هاى تبتى در فارسى ميرزا حيدر نسبتا خوب است زيرا در فهرست نواحى در صفحه 606 آنهايى كه در لاداخ و بالتيستان شناخته