محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
73
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
قشتاله و همسايهء آن بود . چون آلفونسوى هشتم ملقب به شريف پادشاه قشتاله ، به سال 1214 م درگذشت ، پسر خردسالش هنرى جانشين او گرديد . دختر بزرگ او شاهزاده برنگاريا با آلفونسوى نهم پادشاه ليون ازدواج كرده بود و پس از آنكه صاحب چند فرزند شده بود از شوى خود طلاق گرفته بود . بزرگترين فرزندانش فرناندو ( فرديناند ) نام داشت . در قشتاله بر سر اينكه چه كسى سرپرستى هنرى خردسال را بر عهده گيرد ميان بزرگان خلاف افتاد ولى هنرى پيش از آنكه به سن بلوغ رسد در اثر حادثهاى كشته شد . آلفونسوى هشتم ( شريف ) در وصيتنامهاش مقرر كرده بود كه هرگاه فرزند ذكور او باقى نماند تخت پادشاهى به دختر بزرگش برنگاريا رسد و پس از او در اعقاب قانونى و شرعى او باقى بماند . بدينسان مقرر گرديد كه فرناندو ( فرديناند ) پسر برنگاريا از آلفونسوى نهم پادشاه ليون ، به نام فرناندوى سوم بر تخت پادشاهى قشتاله فرارود و اين همان كسى است كه بعدها بزرگترين پادشاهان قشتاله شد . چون پدرش آلفونسوى نهم پادشاه ليون و جليقيه در سال 1230 م بمرد ، مملكت ليون هم به او رسيد ، بدينگونه دو مملكت قشتاله و ليون در زير يك ديهيم متحد گرديدند . مملكت ليون و جليقيه قديم نيز از عداد ممالك اسپانياى مسيحى خارج شدند . قشتاله در اثر اين اتحاد نيرومندترين ممالك اسپانيا و پهناورترين و توانگرترين آنها گرديد . فرناندوى سوم بر حكام اسلامى تفوق يافت و چند شهر بزرگ را كه اسلاف او از تصرفش عاجز آمده بودند تصرف كرد . بدين طريق ممالك اسپانياى مسيحى از اوايل قرن سيزدهم منحصر به سه مملكت شد : قشتاله و آراگون و پرتغال . در همان حال كه پرتغال بدان قناعت كرده بود كه نخست جاى پاى محكم كند و سپس بر اراضى واقع در جنوب خود كه به ولايت الغرب معروف بودند دستاندازى كند ، قشتاله و آراگون در تحقق هدف بزرگ قومى و دينى كه از چند قرن پيش وجههء همت اسپانياى مسيحى بود سعى مىورزيدند . اينان را همه كوشش آن بود كه دولت اسلامى اندلس را براندازند و ميهن قديم را كه ميراث نياكانشان بود از تسلط مسلمانان برهانند .