محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
37
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
خويش برگزيد . بدينگونه دولت بنى نصر صبغهء پادشاهى موروثى يافت « 26 » . ولى در اين هنگام نشانههاى عصيان در بنى اشقيلوله پديدار گرديد . گفتيم كه اينان را با ابن الاحمر خويشاوندى بود . ابن الاحمر در سال 664 يكى از دختران خود را به پسر عمش الرئيس ابو سعيد بن اسماعيل بن يوسف به زنى داد و او را وعده امارت مالقه داد . اين خبر به گوش ابو محمد بن اشقيلوله رسيد كه او نيز شوى دخترش بود . ابو محمد خشمگين شد و عصيان آغاز كرد و در مالقه كه مقر فرمانروائيش بود اعلان استقلال نمود . ابن الاحمر به جنگ او لشكر كشيد و جمعى از مسيحيان كه با او همپيمان بودند در اين نبرد به يارىاش شتافتند و به مدت سه ماه مالقه را محاصره نمودند و نوميد بازگشتند . اين واقعه در سال 665 ه / 1266 م اتفاق افتاد . ابن الاحمر بازگشت ولى بار ديگر در سال 668 ه به سوى مالقه راند . اين بار نيز حاصلى به دست نياورد . « 27 » در اين هنگام بار ديگر تاختوتاز مسيحيان به بلاد اسلامى آغاز شد . پادشاه قشتاله به جزيرة الخضراء لشكر برد و در حوالى آن دست به تاراج و كشتار زد . ابن الاحمر احساس خطر كرد و نزد امير المسلمين سلطان ابو يوسف المرينى پادشاه مغرب كس فرستاد و از او يارى خواست و او را از تجاوز مسيحيان و نيت آنان در پايان دادن به بقاياى حيات اندلس آگاه نمود . ولى ابن الاحمر آن قدر زنده نماند كه نتيجهء اين دعوت را به چشم خود بنگرد و پس از اندك زمانى بمرد . ابن الاحمر را صفاتى برجسته بود . دلير و رزمجوى بود و به جهاد سخت مشتاق و در تنظيم امور مملكت توانا . در عين حال متواضعانه و ساده مىزيست « 28 » . او به « الشيخ » شهرت داشت و امير المسلمين خوانده مىشد . اين عنوان بعد از او عنوان سلاطين غرناطه شد . قصر معروف الحمراء از بناهاى اوست . آن را دار الملك خود ساخت و آب به
--> ( 26 ) . ابن الخطيب الاحاطه ج 2 / ص 65 . اللمحة البدريه ص 36 . ( 27 ) . الذخيرة السنيه ص 125 و 129 . ( 28 ) . ابن الخطيب الاحاطه فى اخبار غرناطه ج 2 / ص 61 .