محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
38
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
آنجا كشيد و زن و فرزند خود را در آن جاى داد . در اينكه چرا او را ابن الاحمر مىخواندند اختلاف است . بعضى مىگويند چهرهاى گلگون و مويى سرخ داشت . بعضى گويند از آن پس كه قصر الحمراء را ساخت او را بدين نام خواندند . ولى هنگامى كه به بيان تاريخ الحمراء مىپردازيم خواهيم ديد كه چند قرن پيش از روى كار آمدن دولت نصريه اين نام سابقه داشته است . همچنين خواهيم ديد كه در ميان قبايل عرب قبيلهاى به اين نام نبوده است كه بتوان خاندان فرمانروايان غرناطه را به آن منسوب ساخت . « 29 » ابن الاحمر خود سررشتهء كارها به دست مىگرفت و در گردآورى باج و خراجها به دقت نظر مىكرد آنسان كه خزائن او از اموال و اسلحه انباشته بود . در هفته دو روز به مظالم مىنشست و مردم به دادخواهى نزد او مىآمدند و نيازمندان را نياز برمىآورد و با هيأتهايى كه به ديدارش مىآمدند ديدار مىكرد و در آن مجالس شعراء شعرهاى خود مىخواندند . مملكت خويش به روش شورايى اداره مىكرد و در آن مجلس ، اعيان و قضاه و مردم صاحبرأى حاضر مىشدند و او رأى و نظر ايشان به كار مىبست . « 30 » مقدم بر همهء وزيران او ابو مروان عبد الملك بن يوسف بن صناديد زعيم جيان بود و او بود كه غلبه بر جيان را براى او ميسر ساخت . ديگر ابو عبد اللّه محمد بن محمد الرميمى بود فرزند صاحب پيشين المريه . از كاتبان او محدث مشهور ابو الحسن على بن محمد بن سعيد اليحصبى لوشى بود و از شاعران دربار او ابو الطيب صالح بن شريعت رندى صاحب آن مرثيهء مشهور . ابو الطيب مقرب درگاه بود و در مدح او بسى قصايد پرداخته است . مورخان و محققان غرب نيز دربارهء ابن الاحمر و صفات و خصائل او قلمفرسائى كردهاند و گهگاه تسليم او را در برابر دشمن به خاطر حفظ كيان مملكت نوبنياد غرناطه كه در آن روزها ملجأ مسلمانانى بود كه از برابر تهاجم و تجاوز قشتاليان مىگريختند ،
--> ( 29 ) . رجوع كنيد به مقدمهء اطلس « الحمراء » arbmahlA بر ساختهء yruoG seluJ senoJ newO و نوشتهء گاينكوس 2481 nodnoL ص 5 حاشيه . دولت نصريه را غالبا بنى الاحمر مىنويسند و ابن خلدون آنان را همواره بدين نام مىخواند ج 4 / ص 170 به بعد . ( 30 ) . ابن خلدون ج 7 / ص 190 . اللمحة البدريه ص 31 .