محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
485
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
اسپانياى مسلمان و تاريخ تمدن اسلامى بود . غرب تا اواخر قرن هجدهم اين تاريخ را نمىشناخت . تنها قطعاتى پراكنده و غرضآلود از آن را در مطاوى تاريخ اسپانيا خوانده بود . بسيارى از حقايق در پردهء تعصب پوشيده مانده بود . اسناد اسكوريال اين حجابها را بردريد و عظمت آن را فراروى مردم بداشت تا از شكوفايى و ترقى و تعالى آن آگاه شدند . 4 اكنون بايد به بحث از هنر در اندلس بپردازيم و اين سخنى كلى خواهد بود . زيرا هنر در مملكت غرناطه آخرين دولت اسلامى اندلس چيزى جز آخرين مرحلهء سير هنر در اندلس نيست . هنر اسلامى در آغاز پيدايش چندان اهميتى نداشت و مراد ما از هنر در اينجا معنى دقيق و خالص آن است . نقاشى كندهكارى ، مجسمهسازى ، طلاكارى ، موسيقى و آواز و غير آن را كه در اين زمان به هنرهاى زيبا معروف هستند تحت اين مفهوم مىآوريم ولى ما بدان معنى وسيعترى مىدهيم و فنون مهندسى و معمارى را هم بر آن مىافزاييم . البته در اين اشكالى نمىبينيم كه در آن ظرف از زمان چنين معنى وسيعترى به آن دهيم . پيدايش هنر اسلامى هرچند متواضع و حقير ، به خصوص به عوامل دينى بازمىگردد . اسلام دشمن بتپرستى بود . بنابراين با مظاهر آن نيز سخت دشمنى مىورزيد و كندهكارى و مجسمهسازى و نقاشى در وقت ظهور اسلام از مظاهر و رسوم آشكار بتپرستى به حساب مىآمد كه اسلام با آن مخالف بود و به طرد و تعقيب آن كمر بسته بود . اسلام نخواست مانند مسيحيت به اين مظاهر و رسوم ميدان دهد . مسيحيان نقاشى و مجسمهسازى را پذيرفته بودند و از قرن اول ميلادى كليساها و معابد خود را بدان مىآراستند . سپس در سالهاى بعد يك سلسله خلافها برانگيخت و از آن به پرستش صور تعبير شد و بويژه در بيزانطيه ( بيزانس ) بر سر آن مناقشات و خصومتها پديد آمد . مخالفتى هم كه اسلام در صدر اول بر ضد تمائيل و صور آغاز كرده بود و آنها را از مظاهر بتپرستى به شمار مىآورد