محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

447

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

گرامى داشتن علما و ادبا مشهور بود . در اين ايام شاعران به دربار او روى مىآوردند و قصايد خود را براى او مىخواندند . « 23 » از خواص شعراى او صالح بن شريف الرندى بود و ما پيش از اين از او ياد كرديم . پسرش محمد الفقيه مردى عالم بود و مجالس علما را دوست مىداشت و علما را به لطف و انعام خويش مىنواخت و خود نيز شعر مىسرود . « 24 » همچنين پسرش ابو عبد اللّه محمد ملقب به المخلوع عالم و شاعر بود و شعرش از ظرافت برخوردار . ابن الخطيب قصيده‌اى از او نقل كرد كه در آن مىگويد : واعدنى وعدا و قد اخلفا * اقل شيى فى الملاح الوفا و حال عن عهدى و لم يرعه * ما ضرره لو انها انصفا ما بالهالم تتعطف على * صب لها ما زال مستعطفا يستطلع الانباء من نحوها * و يرقب البرق اذا ما هفا « 25 » در مملكت غرناطه در عصر سلطان ابو الحجاج يوسف بن اسماعيل النصرى ( 733 - 755 ه ) و پسرش سلطان محمد الغنى باللّه ( 755 ، 793 ) نهضت فكرى و ادبى به اوج شكوفايى خود رسيد . سلطان ابو الحجاج خود عالم و اديب و دوستدار هنر بود . امير ابو الوليد اسماعيل دوم در ادب اشتهار داشت و در نثر ممتاز بود . از آثار اوست كتاب « نثر الجمان فيمن ضمنى و اياهم الزمان » در اين كتاب شرح حال شمارى از بزرگان شعر و ادب را در عصر خود آورده است . « 26 » در ميان وزراء و كتّاب دولت نصريه بسيارى از اعلام شعر و ادب بودند . كافى است كه در اين مقام از ابن الحكيم الرندى و ابن الجياب و ابن الخطيب و ابن زمرك و الشريف

--> ( 23 ) . ابن الخطيب « اللمحة البدريه » ص 31 . ( 24 ) . « اللمحة البدريه » ص 38 . ( 25 ) . اين قصيده در « اللمحة البدريه » ص 49 آمده است . و نيز رجوع كنيد به الاحاطه ج 1 / ص 553 و 554 ( 26 ) . المقرى نفح الطيب ج 3 / ص 404 . ازهار الرياض ج 1 / ص 186 . نسخهء منحصر به فرد اين كتاب در دار الكتب المصريه نگهدارى مىشود .