محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
433
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
- 4 - در ابتداى اين كتاب به تكوين ملت اندلسى در مراحل اخير آن در سايهء دولت غرناطه و به ويژگيهاى نژادى آن اشاره كرديم . حقيقت اين است كه جامعهء اندلسى با وجود عناصر اصيل و دخيل آن با گذشت زمان و تعاقب حوادث و دول و عوامل اجتماعى و اقليمى به يك امت عربى اسلامى داراى صبغه و مميزات خاص استحاله يافته بود . با صفات و سجاياى بديع كه از يك تمدن رفيع و درخشان صيقل يافته بود . سپس از مملكت غرناطه بقاياى امت اندلسى گرد آمد تا در خلال زندگى درازش مراحل پايانى عظمت امت اندلسى و تمدن آن را به ما عرضه دارد . ابن الخطيب در « الاحاطه » اوضاع جامعهء اندلسى و خواص نژادى و روحى و اجتماعى آن را در اين عصر كه آفتاب اندلس روى به افول نهاده بود شرح مىدهد و مىگويد ملت اندلس را صفات و اخلاقى پاكيزه است . چهرههايشان زيبا و بينىهايشان معتدل و رنگشان سفيد و مويشان سياه و قدشان متوسط و زبانشان عربى فصيح و انسابشان عربى است . در سخن گفتن الفها را به گونهء ممال تلفظ مىكنند . در ميانشان شمار كثيرى از بربرها و ديگر مهاجرين زندگى مىكنند . « 19 » زنانشان به زيبايى و افسونگرى و اعتدال در فربهى و نرمى تن و دلپذيرى رفتار و خوشسخنى و حسن محاوره مشهورند ولى زنان بلندبالا در ميانشان به ندرت يافته شود . زنان اندلسى در تفنن به زينت و لباس سرآمد همگانند و در به كار بردن رنگها و عطرها و آرايش به زيورها اسراف مىكنند . لباس مردم اندلس غالبا در زمستان از نوعى پارچه پشمى است كه آن را ملف گويند . اين ملف را رنگهاى گوناگون است و در تابستان پارچههائى از كتان و حرير و پنبه و رداهاى افريقيهاى و مقاطع تونسى مئزرهاى شكافدار مىپوشند چون در
--> ( 19 ) . الاحاطه ج 1 / ص 140 .