محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

426

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

وزير گاه به فرماندهى لشكر نيز منصوب مىشد و به جنگ مىرفت . چنان كه در ايام حاجب رضوان اتفاق افتاد . وزير در غياب سلطان كارهاى سلطنت را به عهده مىگرفت . چنان كه ابن الخطيب به هنگامى كه سلطان به جنگ رفته بود ، چنين كرد . ابن الخطيب در ايام وزارتش به لقب « ذو الوزارتين » ملقب گرديد و در دولت نصريه جز او و ابن الحكيم الرندى وزير سلطان محمد مخلوع كس اين لقب نيافت . گاه وزير مقام حاجبى نيز حاصل مىكرد و از وزراى دولت نصريه جز حاجب رضوان وزير سلطان يوسف ابو الحجاج كس به اين مقام نرسيد . وزير براى انجام كارهاى خود چند تن از دبيران را زيردست خود داشت و سلطان را كاتب سر يا امين خاص بود و بسا اتفاق مىافتاد كه از ميان دبيران كسى به مقام وزارت ارتقاء يابد . خلاصه آنكه وزير در رأس كارهاى اجرايى مملكت بود و او بود كه يا از سوى خود كارها را مىراند و يا از سوى يك پادشاه نيرومند . اما سردارى سپاه از اهم مناصب دولتى بود . آن هم در مملكتى كه پيوسته مورد تجاوز دشمنان قرار مىگرفت . از اواخر قرن هفتم هجرى خاندان بنى العلاء يكى از بطون بنى مرين ملوك مغرب عهده‌دار چنين منصبى بودند و اين به سبب استوار شدن رشتهء اتحاد ميان بنى الاحمر و بنى مرين در مرحله‌اى از تاريخ بود . « 7 » اين سپهسالاران مغربى به مهارت و شجاعت اشتهار داشتند و در ميدان جنگ كارهاى شگرف مىكردند . فرمانده كل لقب شيخ الغزاة داشت . سربازان مغربى در سپاه اندلس عنصرى بارز بودند . از زمان مرابطين و موحدين جماعات كثيرى از بربر در اندلس مانده بودند . « 8 » اينان به سبب خوى بدويت و خشونتى كه داشتند سپاهيگرى را بر هر كار ديگر ترجيح مىدادند ، به هنگام عبور سپاه بنى مرين به اندلس شمار آنان روى در فزونى نهاد . سپاهيان و سرداران مغربى در مملكت غرناطه با آنكه منشأ خدمات بزرگى در ميدان جنگ بودند گاه نيز تخت پادشاهى و نظام حكومتى را به خطر مىانداختند . مثلا

--> ( 7 ) . رجوع كنيد به نفح الطيب ج 2 / ص 538 . ( 8 ) . رجوع كنيد به صفحه 56 از همين كتاب .