محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

358

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

در اثناى اجراى اين حكم مناظر دردناكى ديده شد . رجال حكومت در بعضى نواحى بويژه در رنده به غارت تبعيديان و تعدى به زنان و كودكان آنان دست يازيدند . چون موريسكيهايى كه در كوهستان موضع گرفته بودند از اين ماجرا آگاه شدند به دشتها روى نهادند و بسيارى از سربازان را كشتند و غنايم هنگفت به چنگ آوردند . ولى سرنوشت تبعيديان چيز ديگر بود . شمارى كثير از خستگى و بيمارى تلف شدند و آنان كه باقى مانده بودند از غربت تلخكام و ملول بودند . اينان در همه جا سخت تحت نظر بودند . نام و نشانى آنها را ثبت كرده بودند و حق نداشتند مساكن خود را جز به اجازه دولت تغيير دهند . اكيدا حق سفر به غرناطه را نداشتند . و هركس خلاف اين مقررات عمل مىكرد به مرگ محكوم مىشد . بدين‌گونه موريسكيها از مملكت غرناطه رانده شدند و رابطه آنها به ميهن قديم ببريد « 21 » . اكنون مىبايست مولاى عبد الله و لشكر كوچكش را از ميان برداشت . امير عبد الله مىديد كه هر روز از مقدار آذوقه و سربازانش كم مىشود . ديگر به پيروزى اميد نداشت . خود را در دره‌هاى برشول و تروليس با گروهى از ياران مخلص خويش پنهان كرده بود . در ماه مارس سال 1571 يكى از اسيران نهانگاه او را به اسپانيائيها لو داد . آنان چند تن را به لشكرگاه او فرستادند اينان توانستند يك فرمانده مغربى از خواص او را - كه گونثالوو ( الشنيش ) نام داشت بفريبند . اين مرد با او دشمنى داشت زيرا مانع فرار او به مغرب شده بود . اسپانيائيها او را وعده‌هاى جميل دادند و قول مؤكد دادند كه حكم عفو او را خواهند گرفت و مال و جانش در امان خواهد بود و زنش و دخترش را از اسارت خواهند رهانيد . به شرطى كه مولاى عبد الله را زنده يا مرده تسليم آنان كند . اين وعده‌ها مؤثر افتاد . گونثالوو نقشه قتل مولاى عبد الله را كشيد و در يكى از روزها با چند تن ديگر بر سرش شتافتند . عبد الله از خود دفاع كرد ولى زخمهاى گران برداشت و بمرد . خائنان پيكر او را از فراز صخره‌هاى كوهستان فروافكندند . اسپانيائيها او را به

--> ( 21 ) . . 562 752 - 652 . P socsiroM ehT . aeL . rD