محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

359

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

غرناطه بردند . جامه‌هاى او را - چنان كه يك انسان زنده مىپوشد - بر او پوشانيدند و بر استرى سوارش كردند و در ميان موكبى كه برايش ترتيب داده بودند به حركت درآوردند . افواجى از موريسكيهايى كه پس از قتل زعيم خود تسليم شده بودند در پى او حركت مىكردند . آنگاه او را به جايگاه اعدام بردند و چون زندگان بر نطع نشاندند و سرش را بريدند . و پيكرش را در كوچه‌هاى غرناطه كشيدند و تكه‌تكه كردند و در ميدان بزرگ آتش زدند . سرش را در قفسى آهنين نهادند و در بيرون شهر روبه‌روى كوههاى البشرات بر روى دكلى برافراشتند . « 22 » * * * بدين‌گونه شورش موريسكيها سركوب و پايمال شد و اين آخرين جرقه عزم و مبارزت كه در سينه‌هاى اين ملت مغرور مجاهد مىدرخشيد خاموش شد . و دارها و كشتنها و سوختنها راه هر گرايش به خروج و مبارزه را بربست . وحشت مطلق بر اين جامعه رنجديده سايه افكند . از آن پس ديگر كس صدائى از موريسكيها نشنيد و از ميانشان كسى برنخاست هرچه بود برده ساختن بود و كشتار و سركوبى بود .

--> ( 22 ) . . IIIV . paC ; X ; dibi , lomraM