محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

356

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

دون الونسو دونيگاس ( بنيغش ) نيز به مولاى عبد الله نامه نوشت و او را به مسالمت فراخواند و خواست كه از اين راه پرهول و خطر بازگردد . عبد الله پاسخ داد كه اكنون وضعى پيش آمده كه زيستن براى موريسكيها امرى محال شده است « 19 » . گفتگوها ميان الحبقى سردار شورشيان و هرناندو دبراداس به اينجا منتهى شد كه الحبقى نزد دون خوان رود و اظهار فرمانبردارى نمايد و براى هموطنان خود طلب عفو كند و موريسكيها مشمول اين عفو عمومى گردند . شامگاهى الحبقى با گروهى از سواران خود در اندرش به لشكرگاه دون خوان وارد شد و فرمانبردارى خويش اعلان نمود و مشمول عفو گرديد . ولى اين صلح مورد رضايت مولاى عبد الله و باقى زعما نبود ، زيرا آنها به نيت دولت اسپانيا پى برده بودند كه مىخواهد آنان را از اوطانشان تبعيد كند ، بنابراين نتيجه اين شورش و مبارزه چه مىشود ؟ موريسكيها برپاى خاسته بودند زيرا اسپانيا مىخواست زبان و رسوم و سنتهايشان را از آنان بگيرد و حال آنكه اكنون مىخواهد ميهنى را كه در آن پرورش يافته‌اند و همه تاريخ و خاطرات پرشكوهشان را در بردارد از آنان بستاند . ازاين‌رو موريسكيها اين صلح را نپذيرفتند و مولاى عبد الله از اعمال الحبقى كه اينهمه براى انعقاد صلح تلاش مىكرد به شك افتاد . پس او را به لشكرگاه خود فراخواند و در نهان اعدام نمود . دون خوان چند هفته منتظر دريافت نتيجه شد . سپس رسول خود نزد مولاى عبد الله فرستاد و اعلان كرد كه موريسكيها در اعمال خود آزادى كامل دارند . ولى مولاى عبد الله در پاسخ گفت موريسكيها مرگ را در راه دين و وطن خود بر

--> اين نامه در ضمن مجموعه مخطوطات شرقى rolF aneP يافت شده . نسخه عربى آن به شماره 246 و نسخه قشتالى آن به شماره 245 نگهدارى مىشود . مارمول ترجمه قشتالى آن را در كتاب نهم فصل نهم درج كرده است . ( 19 ) . . IIVXX . paC ; IIIV ; dibi ; lomraM