محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

349

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

ناميدند . عم خود فرناندو الزغوير ( الصغير ) را كه مسلم بن جوهر نام داشت به فرماندهى كل لشكر برگزيد و ابن فرج را مقام وزارت داد و او را در راس قواى خود به ارتفاعات البشرات فرستاد . تا هرچه مىتواند از اموال كليساها گرد آورد . سپس در دل كوهها در مقامى منيع براى خود مكانى انتخاب كرد و رسولان خود به همه جا بفرستاد و موريسكيها را به خلع طاعت مسيحيان و بازگشت به دين قديم خود فرامىخواند . « 16 » موريسكيها نخست با مسيحيانى كه در ميان آنها زندگى مىكردند بخصوص كشيشها و عمال حكومت درآويختند . اينان در محله‌هاى مختلف رياست داشتند و با موريسكيها در كمال قساوت رفتار مىكردند . كشيشها به خصوص عامل اصلى شوربختى و مصايب آنان بودند . ازاين‌رو اين طايفه اولين قربانيان شورش شدند . ابن فرج و مردانش در آن نواحى بر سر مسيحيان تاختند و بسيارى را به قتل آوردند . در روايات قشتالى از آن به قتل‌عام تعبير شده كه جز زنان و كودكان و پيران كس از كشتن رهايى نيافت . خبر اين كشتار هولناك در غرناطه پيچيد . هم موريسكيها و هم مسيحيان به هراس افتادند زيرا هريك از عواقب كار مىترسيد . موريسكيها مىترسيدند كه مبادا مسيحيان به انتقام خون هموطنان و همكيشان خويش خون ايشان بريزند و مسيحيان از اين بيم داشتند كه لشكر شورشيان به غرناطه سرازير شود و شهر به دست آنان افتد . در روايت قشتالى محمد بن اميه از اين كشتار تبرئه شده و مىگويد كه او فرمان چنين كشتارى صادر نكرده بود و با آن موافق نبود ، حتى كوشيد تا جلو آن را بگيرد و نايب خود ابن فرج را از فرماندهى لشكر عزل كرد . ابن فرج نيز به فرمان او گردن نهاد و به صفوف مجاهدان پيوست از اين پس ديگر بر صحنهء حوادث نام و نشانى از او نيست . « 17 »

--> ( 16 ) . . IIV . paC . VI , dibi , lomraM ( 17 ) . II . hc . III . V , II pilihP : ttocserP . 732 . P . socsiroM ehT . aeL . rD