محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

22

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

هود وفات كرد . وفات او در المريه بود ، در شرايطى غامض . ابن هود به المريه رفته بود تا بخشى از سپاه خود را از راه دريا به يارى امير بلنسيه فرستد . گويند كه وزير و نايب او در المريه ، ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه الرميمى ، او را در قصر خود مهمان كرد و چنان نهاد كه ناگهان بكشندش و روز بعد اعلام كرد كه در اثر بيمارى صرع بوده است . الرميمى در المريه به دعوت او گرويده بود و در مرسيه به نزد او رفت . ابن هود نيز وزارت خود به او داد و حكومت المريه را به او واگذاشت . سپس به سبب كنيزى زيباروى كه الرميمى او را به سوى خود جلب كرده بود با او دل بد كرد و به المريه رفت تا گوشمالش دهد . الرميمى از عواقب كار بيمناك شد و براى حفظ قدرت خويش مرتكب چنان جنايتى گرديد . « 4 » ابن هود در اوج قدرتش بمرد . ظهور و بروز او چندان مدت نگرفت . با وفات او دولت او كه نتوانست استقرار يابد ، سقوط كرد . « 5 » پس از مرگ ابن هود و برافتادن دولتش ، خايمه پادشاه آراگون فرصتى يافت تا به غزاى بلنسيه لشكر برد . خايمه سالى چند پيش از اين ، يعنى به سال 627 ه / 1230 م بر جزاير شرقى ( جزاير بليار ) غلبه يافته بود . بلنسيه در دست موحدين مانده بود و امارت آن بر عهدهء السيد ابو عبد اللّه محمد ، برادر المأمون بود كه العادل لقب داشت . چون از سوى ابن هود براى دولت خود احساس خطر كرد ، از پادشاه آراگون يارى طلبيد و در زير لواى او خزيد و تعهد كرد كه جزيه بپردازد . در اين حال مردم بلنسيه بشوريدند و زعيم ديگرى براى خود برگزيدند . او ابو جميل زيان از اعقاب خاندان مردنيش حكام پيشين بلنسيه بود . ابو عبد اللّه العادل از برابر خشم مردم بگريخت و به پادشاه آراگون

--> ( 4 ) . تاريخ ابن خلدون ج 4 / ص 169 . نفح الطيب ج 2 / ص 582 و 583 . ( 5 ) . راجع به شورش ابن هود و وفات او رجوع كنيد به تاريخ ابن خلدون ج 4 / ص 168 - 170 . الاحاطه ج 2 / ص 90 - 94 . المقرى : نفح الطيب ج 2 / ص 581 - 583 . اشباخ : تاريخ الموحدين و المرابطين ج 2 / ص 160 ، 161 ، 182 و 187 .