محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
343
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
شد . اسپانيا اين روز را يكى از اعياد خود قرار داده بود و در هر سال مراسمى برگزار مىكرد . رئيس مجلس سلطنتى فرمان داد كه اين قانون در غرناطه و همه نواحى مملكت قديم پخش شود . گروهى از قضات كه در موكبى از ميان شهر مىگذشتند عهدهدار پخش آن شدند . اين گروه با طبل و شيپور حركت مىكردند و آن را در ميدان باب البنود كه بزرگترين ميدان شهر بود و ربض البيازين بياويختند . موريسكيها ملول و مأيوس شدند . مقررات به زودى به اجرا درآمد و حمامها ويران گرديد . زعماى موريسكيها گرد آمدند و به سگالش نشستند كه در برابر اين محنت جديد چه راهى در پيش گيرند . تصميم بر اين شد كه به تضرع از پادشاه بخواهند كه اين قانون را لغو كند يا اقلا تخفيف دهد . نخست عريضهاى به رئيس مجلس سلطنتى رفع كردند . يكى از رؤسايشان به نام مولاى فرنسيسكونو نيز عريضه را عرضه داشت و رئيس مجلس سلطنتى از شدت و تناقض اين قانون با وعدهها و معاهداتى كه پيش از اين داده شده و بسته شده بود آگاه ساخت و خواست كه اجراى آن به تعويق افتد . آنگاه به تظلم به دربار پادشاه رفتند و عريضهاى به فيليپ دوم تقديم نمودند و عريضهاى به وزير ستمگرش كاردينال اسپينوسا . اين عريضهها را يكى از اعيان غرناطه به نام دون خوان هنريكس به عرض رسانيد . دون خوان هنريكس به اين ملت مظلوم توجهى مهرآميز داشت و از عواقب چنان قوانينى بيمناك بود . دو تن از بزرگان يكى خوان هرناندث از اعيان غرناطه و يكى هرناندو الحبقى از اعيان وادى آش نيز با او به مادريد رفتند و اين هيأت از پادشاه خواست كه چون پدرش اجراى اين قانون را به بعد موكول كند . دون خوان هنريكس يادداشتى براى همهء اعضاء مجلس سلطنتى فرستاد و مضرات چنين مقرراتى را يادآور شد . ولى همه كوششها به هدر رفت و كاردينال اسپينوسا پاسخ داد كه اعليحضرت مصمم به اجراى قانون هستند . همچنين ماركيز دمونديخار حاكم غرناطه از اعتراض موريسكيها به پادشاه گزارش داد و اوضاع خطرناك را تشريح كرد و گفت كه اگر از پادشاه نوميد شوند كارشان به شورش خواهد كشيد و تركان در سواحل مغرب در نزديكى اسپانيا استقرار يافتهاند . اين سخنان نيز مؤثر نيفتاد . گفته شد كه موريسكيها مردمى ترسو هستند