محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
320
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
بيشتر انواع شكنجه كه در قرون وسطا معمول بود در محاكم تفتيش هم معمول شد . از جمله شكنجه به آب بود . از اين قرار كه دست و پاى متهم را به آلتى شبيه نردبان مىبستند به گونهاى كه سرش رو به پايين باشد آنگاه دهانش را پيوسته پر از آب مىكردند به نحوى كه متهم نزديك بود خفه شود . ديگر شكنجهاى بود به نام « ژاروكا » بدينقرار دستهاى متهم را از پشت مىبستند و با ريسمانى كه دور كف دستها و شكمش محكم شده بود او را بالا و پايين مىكشيدند گاه نيز وزنههاى سنگينى به او مىآويختند . ديگر از شكنجهها داغ كردن پاها با سيخهاى گداخته بود يا گذاشتن قطعات گداخته بر شكم و لمبر او . يا خردكردن استخوانهاى او زير فشار يا پارهپاره كردن پاها يا از جاى درآوردن فك و غير آن . وحشت و آلام شكنجه را حدى نبود . غالبا براى متهم عواقب پرخطرى داشت و اين عواقب بر حسب نيروى جسمانى و روانى او فرق مىكرد . همچنين قانون و قاعدهء معينى هم نداشت و بيشتر به نظر و راى يا وجدان قاضى بستگى داشت . « 7 » در جلسات شكنجه تنها شكنجهگر و كشيشان بازجو حضور مىيافتند . گاه نيز طبيبى اگر وجودش ضرورى بود به جلسه حاضر مىشد . متهم غالبا نمىدانست دقيقا چه چيز را بايد اعتراف كند و از او نمىخواستند به يك سؤال مشخص پاسخ دهد بلكه او را شكنجه مىدادند تا به هرچه خواهد اعتراف كند . طبيب هنگامى كه متهم را در شرف مرگ مىديد دستور مىداد شكنجه را متوقف كنند و چون متهم به هوش مىآمد و خونها بند مىآمد بار ديگر شكنجه از سر گرفته مىشد . چون متهم اعتراف مىكرد و قضات به صحت اعتراف او يقين مىكردند از تعذيب او بازمىايستادند . اگر متهم قدرت تحمل شكنجه را داشت و بر افكار خود پاى مىفشرد باز هم فايدهاى نداشت زيرا قضاة غالبا براى محكوم كردن متهم براى خود دلايلى داشتند . و بر حسب آن دلايل و اعتبارات متهم را محكوم مىكردند . متهم مجبور بود هرچه را كه در زير شكنجه اعتراف كرده روز ديگر نيز آزادانه اعتراف كند و بر صحت اعتراف روز پيش تأكيد ورزد . اگر باز هم انكار مىكرد شكنجه نيز از سر گرفته مىشد . پس از پايان
--> ( 7 ) . . 22 . P . III . V : dibi : aeL . rD