محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

17

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

فصل دوم مملكت غرناطه و قيام دولت نصريان 1 غرناطه در سايهء دولت امويان ، يكى از مراكز جنوبى اندلس شد و اندك‌اندك جاى البيره را گرفت . چون دولت امويان در اواخر قرن چهارم برافتاد ، و قرطبه ويران شد ، به سبب دورى شهرها و ثغور شرقى و شمالى ، شهرهاى جنوبى پايگاه رقابتهاى زعماى فتنه و آشوب گرديد . در اين روزها غرناطه سهم بربرها شده بود . زعيم صنهاجه زاوى بن زيرى بر آن مستولى گرديد و آن را دار الملك خود قرار داد . در قرطبه دولت ادريسى بنى حمود تأسيس شد . مدتها ميان زعماى بربر و بقاياى بنى اميه و بنى عامر و غلامان و موالى ايشان همچنان جنگ و ستيز بود . چون المرتضى ، عبد الرحمان بن محمد از اعقاب بنى اميه آشكار شد و دعوى خلافت كرد با جماعاتى از امويان و موالى به غرناطه راند تا آنجا را در تصرف آورد و آن را پايتخت دولت خود قرار داد ، ولى پس از يك نبرد خونين به سال 408 ه زاوى بن زيرى صنهاجى آن را بازپس گرفت و زاوى سالى چند خود در غرناطه و اعمال آن به حكومت نشست ، سپس آن را ترك گفت و به ميان قوم خود به تونس بازگشت و حبوس بن ماكسن پسر برادر خود را در غرناطه به جاى خود نهاد . حبوس تا سال 429 ه كه ديده از جهان فروبست در غرناطه فرمان راند . چون حبوس بمرد پسرش باديس بن حبوس به جاى او نشست و المظفر لقب يافت . باديس مالقه را از دست ادريسيان بنى حمود بستد و قلمرو خويش را گسترش داد و