محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
276
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ورزند بىآنكه فروريزند . اين مقاومت به سبب طلمسها و تعاويذى است كه الحمراء را از هر شرى حفظ مىكنند . هم از اين افسانههاست اينكه الحمراء هنگامى ويران مىشود كه زبانهاى كه در زير برج خارجى است كج شود و به محل قفل برسد . در اين هنگام الحمراء يكباره فرومىريزد و همه گنجهايى كه مسلمانان در اعماق ، آن نهفتهاند ، آشكار خواهد شد . در باب اين گنجها گفتهاند كه چون غرناطه به دست مسيحيان افتاد ، مسلمانان معتقد بودند كه اين يك حادثهء موقت است و پس از اندك زمانى بار ديگر دولت مسلمين به اندلس بازخواهد گشت ، حتى نيرومندتر از پيش . و آنان زمان درازى دور از خانمان خود نخواهند ماند . ازاينرو ذخائر و زروزيور و اموال نفيس خود را در اعماق الحمراء دفن كردند و براى حفظ و حراست آنها جادوگران طلمسها تعبيه كردند . نگهبانان آن گنجها گاه به صورت غولها يا وحوش يا سواران مسلح مسلمان ديده شدهاند . اينان شبهنگام پيدا مىشوند ، با چهرههايى جامد كه هرگز پلك برهم نمىزنند . از هيچيك از تالارها و برجهاى الحمراء نيست مگر آنكه در باب آن گنجها كه در زيرزمين آنها نهفته است داستانى بر زبانهاست . اين افسانهها بيشتر در جنوب اسپانيا رايج است كه غالبا باستانشناسان را ديدهاند كه از درون يا بيرون الحمراء سكههاى زر يا اشياء نفيس اسلامى بيرون مىآورند . از صحنهاى افسانهبرانگيز الحمراء يكى صحن شيران است و تالار مقابل آن يعنى تالار بنى سراج . اما صحن شيران مىگويند در آنجا ، در يك حادثهء خونين پسران سلطان ابو الحسن به قتل رسيدهاند . اما تالار بنى سراج مىگويند مقتل بنى سراج يكى از خاندانهاى اصيل غرناطه بوده است . اينان در اواخر سلطنت سلطان ابو الحسن با او خلاف آشكار كردند و فرمان قتل آنان صادر شد « 26 » . گويند كه رئيس ايشان محمد بن سراج از اكابر فرسان و سروران غرناطه بود . به عشق يكى از شاهزاده خانمها گرفتار آمد
--> ( 26 ) . رجوع كنيد به روايت هرناندو دبايثا كه با « اخبار العصر » منتشر شده است .