محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

266

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

3 پيش از آنكه غمنامهء اندلس را به پايان آوريم لازم است از آن كاخ جاويدانى كه هنوز هم نماد زندهء اين تراژدى دردناك است سخن بگوئيم . كاخى دلاويز كه در ميان ديوارهاى خاموشش آن داستان به پايان رسيد و تا ابد هريك آن دو ديگرى را در ذهن تداعى مىكند . اين كاخ ، كاخ الحمراء و غرناطه است . كاخى كه يك دوره تاريخ اندلس را ، تمدن و فرهنگ اندلس را در بردارد و با شكوه و هيبت خود بسيارى از خاطرات جاويدان را در دلها برمىانگيزد . الحمراء به مدت دو قرن عنوان مجد و عظمت اسلام و دولت اسلامى و سمبل درخشان تمدن اسلامى بود . تمدنى كه پرتو تابناك آن در ظلمت قرون وسطا بر سراسر اروپا تابيدن گرفت . و چون دولت اسلامى اندلس روى در نقاب فنا پوشيد الحمراء آخرين گورگاه او شد و در ميان ديوارهاى آن صفحات شكوهمندش درنورديد . الحمراء و رواقها و تالارهاى گشاده و فخيم آن ، برجهاى شامخ آن تا قرنها عنوان آن عظمت از دست رفته و شاهد خاموش حوادث و يادبودهاى جليل ، خواهد بود . تاريخ الحمراء تاريخ قصرها و هياكل عظيمى است كه مقام و مكانت خود را در تاريخ دولتهايى كه آنها را برپاى داشته‌اند و اعصارى كه شاهد آن بوده‌اند اشغال كرده است . بنابراين تاريخ الحمراء از تاريخ اندلس جدا نيست ، همچنانكه قصر واتيكان جزء جداناشدنى تاريخ روحانيت مسيحى است . تاريخ الحمراء و سيرهء بنيانگذاران و سرورانى كه در آن زيسته‌اند چيزى جز تاريخ غرناطه نيست و الحمراء خود با آن فخامت و شكوه و حسن صنعت و بنا و آن بدايع هنرى صفحهء جامعى است از تاريخ تمدن و فرهنگ اندلسى . كسى كه امروز در ميان راهروها و تالارها و رواقهاى آن گام مىزند ، نمىتواند در ذهن خود داستان آن ملت بزرگى را كه روزگارى بر سراسر آن اراضى فرمان مىرانده است زنده نسازد . و از آن تمدن درخشان ياد نكند . الحمراء را تاريخى است كه به قرن چهارم هجرى ( قرن دهم ميلادى ) به ايام دولت