محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

240

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

كه در معاهدهء تسليم غرناطه به آنها داده شده برخوردار خواهند بود . » « در روزى كه مراسم تسليم ، الحمراء و دژهاى وابسته به آن به پايان رسد ، اعليحضرتين اين اجازت نامه‌ها را توقيع شده و مهر نهاده شده با تصديق پسرش امير و كاردينال و ديگر بزرگان تقديم او خواهند كرد . » « 32 » * * * اين بود شروطى كه براى تسليم غرناطه و ديگر شهرهاى اندلس وضع شده بود . به طور قطع - اگر به آنها عمل مىشد - بهترين شروط ممكن در چنان موقعيتى بود . ولى در پى آن چيزى جز غدر و خيانت پنهان نشده بود . پس از اندك سالهايى كه از تسليم غرناطه سپرى شد همه نقض شد تا آنجا كه مورخ غربى هم بىهيچ ترديدى در وصف آن گويد كه آن معاهده‌نامه « بهترين نمونه‌اى براى سنجش ميزان غدر اسپانيايى است در آن ايام « 33 » » . ابو القاسم عبد الملك وزير و ابن كماشه شروط تسليم را آوردند و فرناندو دوثافرا نايب پادشاه قشتاله هم همراه آنان بود . اينان در نهان به قصر الحمراء درآمدند . ابو عبد اللّه فقهاء و اكابر جماعت را در تالار بزرگ الحمراء موسوم به تالار قمارش گرد آورد و پس از مناقشات پرشور با آن موافقت شد و پس از مهر و توقيع ابو عبد اللّه آن را به لشكرگاه پادشاه قشتاله بازگردانيدند . موسى بن ابى الغسان در اين روز حالى ديگرگون داشت . گويند كه چون بزرگان ملك در تالار بزرگ گرد آمدند تا معاهده را امضا كنند و از ميان رفتن دولت خود را اعلان دارند ، بسيارى از ايشان از گريه و فرياد و فغان خوددارى نتوانستند . ولى

--> ( 32 ) . نسخهء قشتالى اين معاهدهء سرى كه ميان پادشاه و ملكه از يك سو و ابو عبد الله از سوى ديگر منعقد شده در آرشيو عمومى در سيمانقا acnamiS ed lareneg ovihcrA نگهدارى مىشود . به شمارهء - II , geL . R . P 602 . LOF . ( 33 ) . . 692 . P : dibi . ttocserP