محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

218

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

اوطان و اموال و زن و فرزند خود را از دست داده بودند . ازاين‌رو رأى عموم بر اين بود كه از صلح و مصالحه دم نزنند و تا پاى جان مقاومت ورزند . امير ابو عبد اللّه از اين گرايش و خواست مردم بىخبر نبود . ازاين‌رو وقتى سفيرانش بازگشتند و گفتند در سفارت خود شكست خورده‌اند و پادشاه و ملكه جز تسليم غرناطه هيچ نمىخواهند به خشم آمد و براى اولين‌بار به خطاى خود در هم‌پيمانى و مصالحه با چنان مرد غدارى پى برد و در كنار هموطنان خود قرار گرفت . امير ابو عبد اللّه بزرگان ملك و سرداران سپاه را گرد آورد و اصرار فرناندو را براى تصرف غرناطه با آنان در ميان نهاد و گفت كه آهنگ مقاومت دارد . آنان نيز سوگند خوردند كه تا آخرين نفس پيكار خواهند كرد و از وطن و دين خود دفاع خواهند نمود « 8 » . امير ابو عبد اللّه به اطلاع پادشاه قشتاله رسانيد كه مردم غرناطه جز دفاع و مقاومت نمىخواهند . « 9 » خروش نبرد در سراسر غرناطه افتاد و مردم گروه‌گروه به لشكرگاه پيوستند تا به اراضى مسيحيان بتازند . در ماه ربيع الاول سال 1490 م / 895 ه پادشاه قشتاله افروخته از آتش خشم به ميدان كارزار پاى نهاد و به حوالى غرناطه تاخت و دست به كشتار و تاراج گشود و كشته‌ها نابود كرد و چارپايان را ببرد . مسلمانان به سردارى امير ابو عبد اللّه محمد به دفاع بيرون آمدند و در خارج شهر غرناطه جنگ درپيوستند . مسيحيان مجبور به عقب‌نشينى شدند و در ماه رجب سال 895 ه / ژوئن 1490 م از آنجا برفتند . فرناندو به هنگام بازگشت برخى از دژهاى نزديك به غرناطه را چون برج الملاحه و برج رومه و غير آنها را براى جنگهاى آينده استحكام بخشيد و جمعى از سپاهيان خود را با ساز نبرد در آنجا مستقر ساخت . پس از رفتن قواى قشتاله ، امير ابو عبد اللّه محمد لشكر بيرون آورد تا پاره‌اى از دژها و مواضع نزديك غرناطه را بازپس ستاند . نخست بر شهرك بذول غلبه يافت ، سپس چند

--> ( 8 ) . اخبار العصر ص 34 . المقرى نفح الطيب ج 2 / ص 614 . ( 9 ) . . 092 . P : dibi . ttocserP