محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
205
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
آغاز سال 892 ه - چنان كه ديديم - به اراضى ابو عبد الله الزغل حملهور شدند تا ثغور جنوبى را از او بستانند و در جمادى الاول همين سال ( ماه مه سال 1487 ) بر بلش مالقه مستولى شدند و در حال رهسپار مالقه گرديدند و در ماه جمادى الثانى ( ژوئن سال 1487 م ) آن را محاصره نمودند . در اواخر سال 892 ه نداى اندلس به مصر رسيد و اين سه ماه بعد از سقوط مالقه به دست مسيحيان بود . بنابراين يارى خواستن اندلس از مصر ، براى رهايى مالقه بوده نه غرناطه و اين يارى خواستن از سوى ابو عبد الله الزغل بوده نه از صاحب غرناطه ابو عبد الله محمد برادرزاده او ، كه در اين ايام در سايهء پيمانى كه با مسيحيان بسته بود ( هرچند غدرآميز ) در صلح و امنيت به سر مىبرده است . براى مصر ميسر نبود كه به طور فعال به نداى اندلس پاسخ گويد و براى او كمكهائى فرستد . زيرا علاوه بر دورى راه خود نيز گرفتار تجاوزات تركها بود كه مرزهاى شمالىاش را تهديد مىكردند . پس آنچه از مصر ساخته بود يك سلسله حركات ديپلوماسى بود . از اين قرار كه الاشرف به سفيران اندلس پاسخ داد و خود سفيرانى نزد پاپ و پادشاهان مسيحى گسيل داشت . الاشرف براى اين كار دو تن از رعاياى مسيحى خود را برگزيد كه يكى از آنها اسقف آنتونيوميلان رئيس ديرقديس فرانسيس در بيت المقدس بود و به وسيله آنها نامهاى براى پاپ اينوكنتيوس ( اينوسان ) هشتم فرستاد و نامهاى به پادشاه ناپل فرديناند اول و نيز نامهاى به فرناندو و ايسابلا پادشاهان قشتاله و آراگون نوشت . اين نامهها همه تهديدآميز بود و سلطان مصر تاكيد كرده بود كه چسان بر همكيشان او در مملكت غرناطه از سوى مسيحيان اين تجاوز مىرود و خونشان بر زمين مىريزد ، در حالى كه ميليونها رعاياى مسيحى در مصر و بيت المقدس آزادانه زندگى مىكنند و جان مال و عقايد و املاكشان در امان است . و از پادشاه قشتاله و آراگون خواسته بود كه دست از تجاوز بردارند و از اراضى مسلمانان بيرون روند و متعرض آنان نگردند و هرچه گرفتهاند بازپس دهند ، و از پاپ و پادشاه ناپل نيز خواسته بود در اين مهم دخالت ورزند و قشتاله و آراگون را از آزار مسلمانان منع كنند كه هرگاه بر وفق خواست او عمل نشود رعاياى مسيحى در قلمرو مصر گرفتار قصاص