محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

204

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

خصمانهء مصر و قسطنطينيه ، ميان دو كشور چنين معاهدهء حساسى بسته شده باشد . تركها چشم طمع به مصر دوخته بودند و هربار آماده پيكار با آن بودند ، مصر نيز همواره در بيم و اميد به سر مىبرد . آنچه مىتوان باور داشت اين است كه حوادث اندلس توجه دربارىهاى قسطنطينيه و مصر را به خود جلب كرده است . ولى ميان آن دو براى يك نقشهء جنگى تفاهم به‌وجود نيامده است . درهرحال ترديد نمىتوان داشت كه مصر به استغاثهء اندلس ترتيب اثر داد و يك سلسله حركات ديپلوماسى را آغاز كرد . هيئت اندلسى در اواخر سال 892 ه / نوامبر سال 1487 م به مصر رسيد . ابن اياس مىنويسد كه در ماه ذو القعدهء سال 892 ه قاصدى از سوى پادشاه غرب فرمانرواى اندلس برسيد و نامه‌اى آورد حاكى از آنكه فرنگان نزديك است غرناطه را بگيرند و او اكنون با ديگر مردم غرناطه در محاصره است . چون سلطان مصر از ماجرا خبر يافت رأيش بر اين قرار گرفت كه نزد كشيشانى كه در قمامه در قدس مىزيستند نامه فرستاد و از آنها خواست كه نامه‌اى به دست كشيشى از اعيان و بزرگان خود نزد پادشاه فرنگان صاحب ناپل بفرستند و از او بخواهند به فرمانرواى اشبيليه بنويسد كه دست از محاصرهء غرناطه بردارد و لشكر خود از آنجا ببرد . اگر چنين نكنند سلطان بر مسيحيان قلمرو خود خشم خواهد گرفت و اعيانشان را دستگير خواهد كرد . و از آمد و شد مسيحيان به قمامه جلو خواهد گرفت و آن را ويران خواهد ساخت . كشيشان قمامه هم به دست يكى از بزرگان خود چنين نامه‌اى به پادشاه ناپل نوشتند ولى اين تهديد سود نبخشيد و مسيحيان پس از چندى غرناطه را تصرف كردند . « 5 » در روايت ابن اياس خلط و اشتباهى است . از اين قرار كه آخرين محاصرهء مسيحيان غرناطه در مارس سال 1491 م / جمادى الثانى سال 896 هجرى روى داد . پس موضوع مربوط به نجات غرناطه نبوده است . لشكرهاى فرناندو و ايسابلا از

--> ( 5 ) . تاريخ مصر ج 2 / ص 246 .