محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
203
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
غرناطه الغالب بالله ابو الحسن رسيد » . و در حوادث جمادى الآخر سال 891 ه / 1486 م نوشته است كه : « صاحب غرناطه ( ابو عبد الله ) نزد عم خود كس فرستاد و از او خواست كه در جنگ با صاحب قشتاله او را يارى دهد . فتنه و جنگ همچنان ادامه دارد » « 3 » . بدين گونه حوادث اندلس با وجود بعد مسافت و سختى ارتباط به مصر مىرسيد و مورخ معاصر مصر آنها را يادداشت مىكرد هرچند نقل آنها از حيث دقت و وضوح نقص داشت . مصر در اين روزها با ثغور اندلس بويژه مالقه و المريه روابط استوار بازرگانى داشت . از زمان جنگهاى صليبى دول مسيحى مصر را به ديدهء ديگر مىنگريستند . مخصوصا بقاع مقدس مسيحى در تصرف مصر بود و در بين رعاياى مصر ميليونها مسيحى مىزيست . بنابراين اگر اندلس در آخرين لحظات حياتش به مصر اميد بندد در حالى كه دول مغرب از يارى او قصور ورزيدهاند ، شگفت نخواهد بود . در روايات اسلامى تنها به رفتن سفراى اندلسى به دربار مصر اشارت شده ولى از آن به صورت يك انديشه سياسى ياد نشده . اما در روايات غربى رفتن سفيران به دربار مصر مبتنى بر يك سياست شمرده شده است و خلاصه آنكه سراسر مشرق از حوادثى كه در اندلس اتفاق افتاد و سقوط شهرهاى آن يكى پس از ديگرى به دست مسيحيان تكان خورد . بايزيد دوم سلطان ترك و الاشرف قايتباى سلطان مصر موقتا اختلافها را به يكسو نهادند و از جنگهاى خونين كه ميان دو طرف بود دست كشيدند و براى رهايى اندلس و دولت اسلام در اندلس دست دوستى به هم دادند و قرار بر آن شد كه بايزيد دوم ناوگانى نيرومند به جنگ جزيرهء صقليه فرستد - اين جزيره در اين روزها در تصرف اسپانيا بود - تا بدين وسيله فرناندو و ايسابلا را به خود مشغول دارند . آنگاه لشكرهاى عظيم مصر و افريقيه از دريا بگذرند و به اندلس درآيند « 4 » . بعيد به نظر مىرسد كه با وجود روابط
--> ( 3 ) . تاريخ مصر ( بولاق ) ج 2 / ص 216 و 230 و 237 . ( 4 ) . . 271 . P adanarG fo tseuqnoc : gnivrI