محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

140

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

تكيه‌گاه دولت غرناطه بود ولى در اين روزها خود دستخوش ضعف و انحلال شده بود . روايات مصرى تاريخ اين سفارت را در ماه رجب سال 844 ه / دسامبر 1440 م ضبط كرده‌اند . ولى در ذكر نام سلطان غرناطه دچار اشتباه شده‌اند . مقريزى او را الغالب بالله عبد الله بن محمد بن ابى الجيوش نصر خوانده و سخاوى او را عبد الله بن محمد بن نصر « 34 » . به نظر ما اين سفارت از سوى سلطان ابو عبد الله محمد بن يوسف يعنى سلطان الايسر صادر شده . زيرا او تا اوايل سال 1441 م فرمان مىرانده است . و نيز محتمل است كه فرستندهء اين سفيران محمد بن نصر بن محمد الغنى بالله ( - محمد دهم ) بوده باشد كه به الاحنف معروف بوده . شايد هم خبر اين انقلاب در هنگامى كه سفيران غرناطه به قاهره رفته‌اند هنوز به مصر نرسيده باشد و وصول ايشان به قاهره پس از وقوع اين انقلاب بوده . ازاين رو ترجيح مىدهيم كه بگوييم كه فرستنده سفيران سلطان الايسر بوده باشد . در هر حال سفيران غرناطى چهار تن بودند - از روايت مخطوط چنين برمىآيد - كه در ماه رجب سال 844 نامه سلطان خويش به نزد سلطان مصر الظاهر سيف الدين چقمق برده‌اند . سلطان مصر پاسخ داد كه به زودى نزد ابن عثمان سلطان قسطنطنيه كس خواهد فرستاد تا به يارى غرناطيان برخيزد . سفيران تأكيد كردند كه آمده‌اند تا از سلطان مصر يارى جويند نه از كس ديگر . سلطان عذر آورد كه راه دور است و فرستادن لشكر ميسر نيست . سفيران خواستند كه سلطان آنان را به مال يارى دهد . سلطان آنان را وعده داد . سفيران غرناطه هداياى خود را كه سفالهاى مالقى وانجبار ( ؟ ) غرناطى و جامه‌هاى خز اندلسى بود تقديم نمودند . سلطان تحسين كرد و آنها را ميان مماليك خود تقسيم نمود . البته معلوم نيست كه نتيجهء اين سفارت چه بود و آيا در موعد مقرر كمكهاى مصر به غرناطه رسيد يا نه . از همان اوراق مخطوط برمىآيد كه سفيران غرناطه با كاروان حجاج براى گزاردن فريضهء حج به مكه رفتند و كاتب تنها به وصف بقاع مقدسه پرداخته

--> ( 34 ) . اولى در كتاب « السلوك فى دول الملوك » و دومى در كتاب « الضوء اللامع فى اعيان القرن التاسع »