محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

128

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

وادار نمود . بدين‌طريق اين ثغر قديمى بار ديگر به دست مسلمانان افتاد . مسلمانان بهتر آن ديدند كه كاخها و دژها و كليساها و خانه‌هايش را ويران سازند ، تا ديگر بار سالم به دست مسيحيان نيفتد . پس شهر را به بيابانى خشك تبديل كردند . در بهار سال 771 ه / 1370 م بار ديگر مسلمانان حوالى اشبيليه را مورد حمله قرار دادند و شهر استوار قرمونه را مدتى محاصره كردند و مرشانه واقع در جنوب شرقى قرمونه را گرفتند . بدين‌گونه مملكت اسلامى در اين فاصله زمانى مظهر چنان قدرتى شده بود كه از سالها به اين سو به آن پايه نرسيده بود . عصر الغنى بالله دورهء طلائى غرناطه است همه سيادت و آسودگى و رفاه ، مدتها بود كه ملت اندلس چنين عصرى را به خود نديده بودند . 2 چون الغنى بالله در سال 793 ه / 1391 م وفات كرد پسرش ابو الحجاج يوسف دوم به جاى او نشست . زمام كارهايش به دست خالد غلام پدرش افتاد . خالد فرمان داد سه برادر يوسف يعنى سعد و محمد و نصر را در زندان بكشند ولى يوسف بر وزير خود خشم گرفت و او را به قتل آورد . او را گفته بودند كه با طبيب او يحيى بن الصائغ يهودى همدست شده تا زهر در طعامش كند . يوسف دوم طبيب را هم به زندان كرد و پس از چندى به قتل آورد « 17 » . يوسف خود به زمامدارى نشست و به پادشاه قشتاله نامه نوشت تا با او قرارداد صلح بندد و جمعى از جنگجويان مسيحى را كه در جنگهاى سابق اسير شده بودند ، آزاد كرد و با اكرام تمام به دربار اشبيليه فرستاد . پادشاه قشتاله اجابت كرد و روابط مودت ميان دو مملكت برقرار گرديد .

--> ( 17 ) - السلاوى الاستقصاء ج 2 / ص 142 .