محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
129
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
محمد فرزند سلطان يوسف دوم ( - محمد هفتم ) بر ضد پدر شورش كرد ، زيرا برادر بزرگتر كه او نيز يوسف نام داشت بيش از او مورد توجه و اعتماد پدر بود . ازاين رو او را به ولايتعهدى برگزيده بود . محمد با ياران خود به الحمراء رفت ولى توطئه درهم شكست . سفير مغرب كه در اين موقع در قصر بود شورشگران را از عواقب كارى كه در پيش گرفته بودند برحذر داشت . پس هريك از گوشهاى فرارفتند . سفير آنان را نصيحت كرده بود كه بهتر است به جاى اين گونه شورشها همه بر ضد دول مسيحى متحد شوند « 18 » . مسلمانان در عهد يوسف دوم به اراضى مسيحيان در حوالى مرسيه و لورقه حمله كردند . سلحشوران مسيحى هم در فحص غرناطه ( المرج ) agev al دست به تجاوز زدند و مسلمانان ايشان را بازپس راندند و سخت به هزيمت فرستادند . سپس ميان دو فريق عقد صلح منعقد گرديد . سلطان يوسف دوم در اوايل سال 797 ه / 1394 م درگذشت . مدت حكومتش سه سال و چند ماه بود . گويند به تدبير سلطان مغرب ابو العباس المرينى او را به زهر هلاك كردند . از اين قرار كه در ضمن هدايا ، براى او شنلى زهرآلود فرستاد . يوسف آن را به هنگام سوارى در بر نمود ، عرق كرد و زهر در تنش نفوذ نمود و بمرد . البته اين روايت رنگ اغراق و تخيل دارد « 19 » . پس از يوسف دوم پسرش محمد ( محمد هفتم ) به جاى او نشست . به تدبير زعماء و رجال دولت برادر بزرگ خود يوسف ( يوسف دوم ) را از ميدان به در كرد سپس او را بگرفت و به زندان قلعهء شلوبانيه فرستاد . اين زندان دژى در نزديكى ثغر المنكب بود . محمد بن يوسف پادشاهى سختكش و طماع بود ولى از عزم و شجاعت نيك بهره داشت . در آغاز حكومت وزير ، ابو عبد الله بن زمرك را حاجبى خود داد . اين وزير
--> ( 18 ) . . 961 . P . III . V : anapsE ne sebarA sol ed noicanimoD al ed airotsiH : ednoC ( 19 ) . 91 . 171 . P . III . V : dibi : ednoC . نيز رجوع كنيد به الاستقصاء كه اين روايت را از يك منبع اسپانيايى نقل كرده است ج 2 / ص 142 .