محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
123
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
به سلطان اهداء كرد . سلطان از او خشنود گرديد و قريهء البيره را به اقطاع او داد . ابن خلدون مدت زمانى ديگر در نهايت اكرام و احترام در دربار غرناطه ماند . « 6 » ديرى نگذشت كه بار ديگر كشاكشها و نزاعهاى داخلى در قشتاله از سر گرفته شد و غرناطه در خلال اين مدت از تعرض خصم آسوده ماند . پدرو پادشاه قشتاله ( دون بطره ) ملقب به ستمگر كه در سال 1350 به جاى پدرش آلفونسوى يازدهم نشست ، خودكامگى و قساوت از حد بگذرانيد ، آنسان كه از قتل زنش ملكه بلانش دوبوربون خواهر پادشاه فرانسه نيز رويگردان نبود . او ملكه را زهر خورانيد . و اين كار بدان كرد تا با زنى كه او را دوست مىداشت ازدواج كند . امرا و اشراف كه از جور او به تنگ آمده بودند بر او خشم گرفتند . برادر غير شرعىاش كنت هنرى دوتراستمارا ، پسر الينورا دوكزمان ، عليه او خروج كرد و به فرانسه گريخت . در آنجا با شارل پنجم پيمان بست كه لشكرى از سربازان مزدور در اختيارش نهد تا به قشتاله برد . اين برنامه زير نظر دوكژوسكلان زعيم شواليههاى فرانسه به اجرا درآمد . هنرى در سال 1366 سپاه به قشتاله فرستاد . پدرو بدان سبب كه مورد خشم و كينه بود ، ياراى مقاومت نداشت زيرا مردم او را تنها به حال خود رها كرده بودند . پدرو به يكى از ولايات فرانسوى در آن سوى جبال پيرنه گريخت و از امير ادوارد ولىعهد انگلستان يارى طلبيد . او در اين بخش از كشور اشغال شدهء فرانسه به نام پدرش حكومت مىكرد . امير انگليسى به دو پاسخ داد و همراه او با قواى خود به قشتاله راند . كنت هنرى به يارى ملت خود و پادشاه آراگون توانست لشكرى عظيم بسيج كند . دو فريق در سوم آوريل سال 1367 مصاف دادند ، كنت هنرى با وجود كثرت لشكرش شكست خورد و جمع كثيرى كشته داد و پدرو تخت سلطنت را به دست آورد . ولى به وعدههايى كه به امير انگليس داده بود وفا نكرد و مبلغى را كه شرط كرده بود نپرداخت . امير انگليسى خشمگين شد و با قواى خود به
--> ( 6 ) . رجوع كنيد به « التعريف » در تاريخ ابن خلدون كه شرح زندگى اوست . ج 7 / ص 412 . اين بخش جداگانه نيز چاپ شده ( طبعة لجنة التأليف و الترجمه ) ص 84 و 85 . الاحاطه ج 2 / ص 15 .