محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

124

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

شمال بازگرديد . در اين هنگام بار ديگر آتش آشوب در قشتاله شعله كشيد و مردم بار ديگر بر پدرو بشوريدند . كنت هنرى بازگرديد و در مونتيل ميان دو لشكر مصاف افتاد . پدرو منهزم شد و به قتل رسيد و برادرش در سال 1368 « 7 » م به تخت نشست . در ميان قواى پادشاه مقتول فرقه‌اى از هم‌پيمانان مسلمان او بودند كه او را در جنگ يارى كرده بودند . ابن الخطيب حوادث اين جنگ داخلى قشتاله را كه خود معاصر آن و در نزديكى آن مىزيسته به تفصيل بيان كرده است . روايت او از اطلاع و دقت فهم او در سير حوادث حكايت مىكند . « 8 » ابن الخطيب وزارت الغنى بالله را بار ديگر به عهده گرفت و در دربار غرناطه صاحب نفوذى عظيم شد و بر نفوذ رقيب خود شيخ الغزاة عثمان بن يحيى پايان بخشيد . از معاونان او در وزارت شاگردش كاتب و شاعر بزرگ ابو عبد اللّه بن زمرك بود كه با سمت كاتب سرّ ، در كنف حمايت او مىزيست . ابن الخطيب پس از چندى به سبب قدرتى كه در دولت غرناطه يافته بود راه خودكامگى در پيش گرفت و جمعى را با خود دشمن ساخت و زبان طاعنان و ساعيان در حق او دراز گرديد . تا آنجا كه او را به الحاد و زنديقى متهم كردند و اين اتهام از مضمون برخى عبارات او در نوشته‌هايش حاصل شده بود . ابن الخطيب دريافت كه ساعيان در كار خويش موفق شده‌اند و توجه و محبت سلطان در حق او كاستى گرفته است . از عاقبت كار بترسيد و آهنگ آن نمود كه از اندلس بيرون رود . پس با جمعى از ياران خويش به عنوان بازجست از حال مملكت و رعايا رهسپار ثغور غربى شد و ناگهان از دريا عبور كرد و به سبته رفت . ( به سال 773 ه ) زيرا ميان او و سلطان مغرب عبد العزيز المرينى روابط مستحكم دوستى بود .

--> ( 7 ) . . 502 - 202 . P . II . V . dnalgnE fo yrotsiH : emuH divaD ( 8 ) . الاحاطه ج 2 / ص 24 - 26 .