محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
109
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
شده بود . چون سلطان ابو الحسن به اندلس آمد ، ابن الاحمر در باب آنان نيز با او به گفتگو پرداخت تا مگر راه خلاصى بيابد . بنى ابو العلاء احساس خطر كردند و پيش از آنكه ابن الاحمر دست به كارى زند او را از ميان برداشتند بدينگونه كه او را به ضرب نيزههاى خود كشتند و پيكر او را همچنان در بيان رها كردند . بعدها در مالقه به خاك سپرده شد « 7 » . 2 بعد از ابو عبد الله محمد بن اسماعيل برادرش ابو الحجاج يوسف ( اول ) بن ابى الوليد اسماعيل كه جوانى شانزده ساله بود به جايش نشست . او از بزرگترين و دورانديشترين فرمانروايان بنى نصر بود . عالم و شاعر بود و از ادب و هنر حمايت مىكرد . او است كه بزرگترين و پرشكوهترين قسمتهاى قصر الحمراء را بدان افزوده است . چون بر تخت سلطنت استقرار يافت به تعقيب بنى ابو العلاء ، قاتلان برادر خود پرداخت . و آنان را از كارهاى مملكت دور گردانيد و جمعشان پراكنده ساخت . و شيوخشان را در بند كشيد و اين اعمال همه به خواست سلطان ابو الحسن بود . سپس آنان را به كشتى نشاند و به تونس تبعيد نمود و بدينگونه به نيم قرن رياست ايشان در اندلس پايان داد . چون تبعيديان بر ابو يحيى سلطان تونس وارد شدند ، سلطان ابو الحسن سلطان مغرب آنان را طلب داشت . ابو يحيى ايشان را به نزد او فرستاد ولى با طلب شفاعت سلطان ابو الحسن عفوشان كرد و چندى مورد اكرام قرار داد ولى سرانجام ايشان را به تهمت توطئه بگرفت و به زندان فرستاد « 8 » . تدبير امور سلطان ابو الحجاج يوسف بن ابى الوليد به دست وزير برادرش حاجب ابو النعيم رضوان بود . اين وزير نيرومند كه در تاريخ غرناطه نقش مهمى داشت از يك
--> ( 7 ) . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 263 و 264 . ( 8 ) . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 264 .