محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
110
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
خاندان مسيحى قشتالى يا قطلونى بود . در كودكى در نبردى اسير شد او را به سراى سلطانى بردند . در دربار ابو الوليد اسماعيل پرورش يافت « 9 » . چون محمد به فرمانروايى رسيد وزارت خود به حاجب رضوان داد و او لياقت و كفايت خود در ادارهء امور مملكت آشكار ساخت . و چند بار لشكر به اراضى مسيحيان كشيد و پيروزى يافت . يك بار در سال 732 ه به اراضى شرقى قشتاله حمله كرد و تا لورقه و مرسيه پيش تاخت . سال بعد لشكر به باغه برد و بر آن مستولى گرديد . چون سلطان ابو الحجاج يوسف بر تخت نشست همگان به وزارت حاجب رضوان راى دادند . در عهد او اوضاع آرام بود و امن و آسايش در همه جا حكمفرما . ابن الخطيب كه معاصر و دوست او بود از صفات و مواهب او ياد مىكند و او را با عبارت « حسنة الدولة النصريه و فخر مواليها » مىستايد و از راى اصيل و عقل رزين و صبر عظيم و تجمل وافر و تهور و ثباتقدم و عزت نفس و همت عالى و عفت و نزاهت او ياد مىكند . بزرگترين يادگارهاى او مدرسهء مشهور غرناطه است كه بنايى فخيم بود و داراى موقوفات جليل . اين مدرسه پس از اندك زمانى يكى از مراكز علم در اندلس و مغرب گرديد . همچنين فرمان داد بارويى بر گرد ريض البيازين كشيدند و چند برج دفاعى برآوردند و بسيارى از دژهاى داخلى را اصلاح كرد . مدرسهء غرناطه كه از آن ياد كرديم در جنب مسجد جامع پشت قيصريه بود و كليساى بزرگ غرناطه در مكان مسجد جامع است . و مدرسه تا قرن هجدهم برپا بود . در آن روزگار آن را ويران كردند و به جاى آن بناى ديگرى برآوردند . تنها بعضى از رواقهاى قديم آن باقى است . بارى حاجب رضوان ، خود زمام همهء كارها به دست داشت . و به سلطان ابو الحجاج يوسف نمىپرداخت . چون سلطان خودكامگى وزير بديد و در حق او سعايتها كردند فرمان داد بگيرندش و به المريه تبعيد كنند . اين واقعه در سال 740 ه بود ولى پس از چند ماه او را به وزارت بازگردانيد ، زيرا از رفتن او در كار ملك خلئى پديد آمده بود . وزير تا پايان عمر در همان منصب خويش بماند . « 10 » .
--> ( 9 ) . ابن الخطيب الاحاطه ج 1 / ص 515 . ( 10 ) . رجوع كنيد به الاحاطه ج 1 / ص 518 به بعد .