محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
105
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
در سال 721 ه / 1321 م سلطان ابو الوليد اسماعيل با خايمه دوم بنا بر ميل او معاهدهء دوستانه را تجديد كرد . بر طبق اين معاهده ميان طرفين به مدت پنج سال صلح برقرار مىشد و در اين مدت سرزمين آراگون و اندلس از دريا و خشكى در امان از تعرض بود و بازرگانان هر طرف مىتوانستند براى تجارت به كشور ديگرى روند و نيز هر دو پادشاه متعهد مىشدند كه با دشمنان هم دشمنى كنند و اگر دشمن يكى به ديگرى پناه برد او را پناه ندهد . از مواد اين معاهدهنامه يكى هم آن بود كه پادشاه آراگون نبايد مانع مهاجرت باشندگان « مدجنون » و خانواده و اموال ايشان از اراضى خود به اراضى مسلمانان شود ، زيرا از اين مسلمانان بسيارى در بلنسيه و مرسيه و شاطبه و ديگر شهرهاى شرقى زندگى مىكردند و ملوك آراگون به دلايل اقتصادى و عمرانى نمىخواستند كه آنان به جاى ديگر مهاجرت نمايند « 2 » . پس از واقعه البيره غزوات مسلمانان به اراضى مسيحيان تكرار شد و دولت اسلامى اندلس كه به پرتگاه زوال رسيده بود بار ديگر سر بر كرد و نيرو گرفت . در سال 724 ه / 1324 م سلطان ابو الوليد اسماعيل به شهر بياسه لشكر برد و به شدت محاصرهاش نمود . مسلمانان از يك نوع آلات پرتابكننده كه شبيه توپ بود و بر سر شهر آهن و آتش مىباريد استفاده مىكردند . شهر عاقبت تسليم شد . در ماه رجب سال بعد ، سال 725 ه ، ابو الوليد اسماعيل لشكر به مرتش راند و بر آن مستولى گرديد و اين بزرگترين نبرد او بود . مسلمانان از اين نبرد با اموال و غنايم بسيار بازگشتند . سلطان نيز تاج پيروزى بر سر بازگرديد ولى پس از سه روز بر در قصر خود به ناگاه كشته شد . قاتل او پسر عمش محمد بن اسماعيل صاحب جزيرة الخضراء بود كه چون سلطان كنيز زيباى او را برده بود از شدت خشم و كينه او را از پاى درآورد . اين كنيز را در جنگ مرتش به دست آورده بود و آن را به حرمسراى خود فرستاده بود . چون محمد بن اسماعيل خواستار اين كنيز شد سلطان او را از نزد خود براند و تهديدش كرد كه از دربار طردش خواهد كرد او نيز موقع را مغتنم شمرد و سلطان را كه در بين وزرا و
--> ( 2 ) . . 151 oN , nogarA ed anoroC al ed ovihcrA