محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

106

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

حشم خود ايستاده بود خنجر زد . پيكر مجروح سلطان را به درون بردند . وى در اثر آن ضربت بمرد . اين قتل در بيست و ششم رجب سال 725 ه / ژوئن سال 1325 م واقع گرديد . سلطان ابو الوليد اسماعيل را صفات و سجاياى درخشنده بود . در قمع بدعتها و اقامهء حدود مىكوشيد . در عهده او رواج مسكرات ممنوع شد و با فساد اخلاقى مبارزه گرديد ، نشستن زنان در مجالس مهمانى مردان نيز از كارهاى ممنوع شد . با يهوديان به شدت رفتار شد و آنان ملزم شدند كه علامات خاص خود را آشكار كنند . يعنى عمامه‌هاى زرد بر سر نهند « 3 » . پس از ابو الوليد اسماعيل پسرش ابو عبد الله محمد بن اسماعيل ( - محمد چهارم ) كه نوجوانى يازده ساله بود به جايش نشست . مادرش مسيحى بود و علوه ناميده مىشد . وزير پدرش ابو الحسن بن مسعود براى او بيعت گرفت و تا زنده بود كفالت او را بر عهده گرفت . سپس وكيل پدرش محمد بن احمد بن المحروق را به وزارت برگزيد . او زمام همهء كارها به دست گرفت چنان كه پادشاه جوان از او برنجيد و در سال 729 فرمان داد او را بكشند . از كارهاى نخستين او تجديد معاهدهء دوستىاش با آراگون بود . پادشاه آراگون خايمهء دوم سفير خود را نزد او فرستاد و خواست معاهدهء صلح و دوستى را تجديد كند . سلطان با تجديد آن با همهء مواد و شروط آن موافقت كرد . معاهدهء تازه در جمادى الثانى سال 726 ه / ماه مه سال 1326 م منعقد گرديد « 4 » . در آغاز كار ميان او و شيوخ غازيان مغرب و در رأس آنها عثمان بن ابى العلاء خلاف افتاد . آنان در بعضى از ثغور موضع گرفتند ، از جمله در المريه . عم سلطان ، محمد بن فرج بن اسماعيل به ايشان پيوست و آنان نيز به نامش دعوت كردند . ميان دو فريق نبردهاى محلى درگرفت . قشتاليان بر حسب عادتشان موقع را مغتنم شمردند و در اراضى مسلمين به خونريزى پرداختند و بر ثغربيره و چند دژ غلبه

--> ( 3 ) . ابن الخطيب : الاحاطه ج / ص 395 - 401 . اللمحة البدريه ص 71 - 74 . ( 4 ) . . 841 . oN nogarA ed anoroC al ed ovihcrA