محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

96

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

استقرار دولت در اين عهد به سبب دورانديشى و عزم او بود . « 24 » 2 پس از محمد الفقيه پسرش ابو عبد الله محمد ملقب به مخلوع ( محمد سوم ) كه نابينا بود به جاى او نشست . ابو عبد الله مردى هوشيار و صاحب عزم بود . نيز عالم و شاعر . مجالس علما و شعراء را دوست مىداشت و به سخن آنان گوش فرامىداد و به آنان صله مىبخشيد و به عمران و آبادى شوق وافر داشت . از بناهاى او مسجد بزرگ الحمراء است . او بود كه به بناى اين مسجد فرمان داد و در آرايش آن ابداعات بسيار به كار برد و به ستونها و چلچراغهاى فخيم و نفيس بياراست ولى در سياست ملك ناتوان بود و وزير او و وزير پيشين پدرش ابو عبد الله محمد بن الحكيم اللخمى زمام كارهاى او را به دست داشت و بر راى و انديشه او غالب بود تا كم‌كم عوامل انقراض دولتش آشكار شد ، در واقع ابو عبد الله مخلوع در آغاز فرمانروائىاش مىخواست ميان دولت خود و بنى مرين روابط دوستانه برقرار نمايد . پس وزير پدر ابو سلطان عزيز الدانى و وزير خود ابن الحكيم را نزد سلطان مغرب فرستاد تا عهد مودت تازه گرداند . اين دو در لشكرگاه سلطان در تلمسان با او ديدار كردند و مورد اكرام واقع شدند . سلطان از آن دو خواست كه پاره‌اى از سپاهيان اندلس را كه در گرفتن دژها آگاهى داشته باشند به نزد او فرستند . فرمانرواى غرناطه نيز بفرستاد و آنان وظايف خويش نيك به جاى آوردند . در هنگامى كه روابط دوستانه به اوج خود بود ناگاه ابن الاحمر ابو عبد الله مخلوع از هم‌پيمانى سلطان ابو يعقوب يوسف به دوستى با قشتاله عدول كرد . سلطان سخت برآشفت و در سال 703 ه گروه سپاهيان اندلس را بازگردانيد . ابن الاحمر ابو عبد الله مخلوع اعمال تجاوزكارانهء خود را آغاز نهاد . از اين قرار كه عم و پدرزن خود رئيس

--> ( 24 ) . رجوع كنيد به الاحاطه ج 2 / ص 278 به بعد .