محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
59
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
گرديد ، و در حالىكه تاج پيروزى بر سر داشت ، فتحنامه به برادر خود امير المسلمين على بن يوسف نوشت و شرح ماجرا در آن بازگفت . امير تميم سپاه مرسيه و بلنسيه را با فرماندهانشان به محاصرهء دژ اقليش گماشت . اينان مدتى محاصره را ادامه دادند چون دژ را سخت استوار يافتند چنان نمودند كه باز مىگردند و بازگشتند و در چند جا كمين نهادند . مسيحيان از دژ بيرون آمدند . به ناگاه مسلمانان بر سرشان تاختند و و خلق كثيرى را كشتند يا اسير كردند . سپس به دژ درآمدند . بدينگونه بر اقليش مستولى شدند . با تصرف اين دژ استوار چند شهر و دژ ديگر كه مجاور آن بود چون و بذه و قونقه و اقونيه و كونسويجرا و غير آن به دست ايشان افتاد « 1 » . مورخان مسيحى به نبرد اقليش توجه خاص داشتهاند درحالىكه در روايات اسلامى بهطور اجمال برگزار شده ، بويژه آنچه امير تميم در فتحنامهء خود آورده از تفصيل چندانى برخوردار نيست . در روايات مسيحى كشته شدن سانچوى جوان و مربى او گارسيا اردونيث به گونهء ديگر آمده است . در آنجا به تفصيل آمده است كه شاهزاده چگونه از اسب سرنگون شد و چسان كنت گارسيا با تن جوشن پوشيدهء خود ميان او و ضربات دشمن حايل شد و درحالىكه زخمهاى گران برداشته بود از او دفاع كرد تا خود نيز كشته شد . سپس در دلاوريها و جوانمرديهاى او داد سخن دادهاند . آنگاه به وصف زمانى مىپردازند كه اين خبر دردناك را به پدرش
--> ( 1 ) . براى حوادث اقليش رجوع كنيد به : ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 103 و 104 ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق ياد شده - هسپريس ، ص 68 ) ابن القطان نظم الجمان ( نسخه ياد شده برگهاى 6 و 7 ) . نامه امير تميم به انشاى ابن شرف ، موجود در اسكوريال شماره 488 الغزيرى برگهاى 54 تا 58 . اين نامه را استاد هويثى در كتاب خود : atsiuqnoceR al ed sallataB sednarG saL در ص 120 - 126 آورده است . ابن خلدون بدان اشارتى گذرا دارد ( ج 6 / ص 188 ) ابن الكرد بوس خلاصهاى از آن را نقل كرده ( كتاب الاكتفاء - نسخه ياد شده آكادمى تاريخ . ولى صاحب الحلل الموشيه از آن ياد نكرده است . از مراجع قشتالى : 01 - 8 , P . sedivaromlA sol ed noicirapsiD y aicnedaceD : aredoC . F . 202 102 . P . II . loV anapsE ed lareneG . tsIH : etneuF aL