محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

52

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

همچنين فرماندهى عالى سپاه مرابطين را در آن سوى دريا به او تفويض كرد . حكومت قرطبه را به ابو عبد الله محمد بن ابى بكر لمتونى داد و ولايت مغرب را به ابو عبد الله محمد بن الحاج . ابو عبد الله محمد بن الحاج شش ماه در اين مقام ببود تا او را به حكومت بلنسيه و شرق اندلس برگماشت . ابن الحاج از بلنسيه سپاه مرابطين را به سرقسطه برد و در سال 502 ه / 1109 م . چنان كه بعدا خواهيم گفت بر سرقسطه مسئول گرديد . على بن يوسف چون به مغرب بازگرديد ، در اوايل سال 501 ه به برادر خود تميم عامل غرناطه و سپهسالار لشكر مرابطين در اندلس نامه نوشت كه كار جهاد از سرگيرد و به سرزمين مسيحيان لشكر برد . غرناطه در اين ايام بعد از قرطبه پايتخت فرمانروايى مرابطين شمرده مىشد . ظاهرا اين اختيار به سبب وضع سوق - الجيشى غرناطه به عمل آمده بود . از اخبار الحلل الموشيه و روض القرطاس برمىآيد كه على بن يوسف اين نامه را هنگامى به برادر خود نوشت كه هنوز خود به اندلس نرفته بود . از روايت اول برمىآيد « 1 » كه على در سال 503 ه / 1110 م براى بار دوم به اندلس رفت . ولى روايت دوم در موضوع رفتن او به اندلس سكوت مىكند . و اين امر به نوعى خاص از نامه‌اى كه امير تميم به برادر خود پس از پايان نبرد خود با مسيحيان نوشته است تأييد مىشود و ما در آينده از اين نامه سخن خواهيم گفت . على بن يوسف بن تاشفين نمىتوانست غزو و جهاد را ناديده انگارد زيرا همواره وضعى پيش مىآمد كه اين آمادگى را ايجاب مىكرد ، از جمله آنكه چون امير المسلمين يوسف بن تاشفين در سال 498 ه بر بستر بيمارى افتاد و خبر بيمارىاش در سرتاسر اندلس پراكنده گرديد ، از اوضاع و احوال مغرب و اندلس اخبار نادرستى به قشتاله رسيد . الفونسوى ششم پادشاه سالخوردهء قشتاله پنداشت كه اكنون فرصت آن رسيده كه جنگ با مسلمانان را از سر گيرد . ازاين‌رو سه هزار و پانصد تن جنگجو به حوالى اشبيليه فرستاد كه در آنجا دست به آشوب و كشتار زدند و غنايم و اسيران بسيار به دست آوردند . امير سير بن ابى بكر والى اشبيليه با سپاه خود

--> ( 1 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق مخطوط ياد شده ، ص 64 و 65 ) .