محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

42

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

يوسف در مهام امور خويش به راى فقها روى مىآورد . حتى هنگامى كه خواست به اندلس لشكر برد تا به فريادخواهى ملوك طوايف پاسخ گويد نخست با آنان مشورت نمود . « 1 » سپس هنگامى كه خواست امراى طوايف را خلع كند و ملك از ايشان بستاند نيز از فقها اشارت طلبيد . يوسف به رأى و فتواى فقهاى مغرب و اندلس بسنده نكرد ، بلكه از فقهاى مشرق نيز رأى و فتوا خواست و فتواى كسانى چون ابو حامد غزالى و ابو بكر طرطوشى را حاصل نمود « 2 » . در اين باب روايت كرده‌اند كه امام غزالى را از صفات جميل يوسف و ورع و ديندارى او و گرايشش به اهل علم خوش آمده بود ، آن‌سان كه عزم سفر به مغرب و ديدار اين امير قهرمان نمود . چون به اسكندريه رسيد و مهياى سفر مغرب شد خبر وفات امير المسلمين را شنيد « 3 » و از همان راه كه آمده بود بازگشت . يكى از بارزترين نمونه‌هاى تمسك يوسف به احكام شرع و آراء فقها ، روشى بود كه در مقابل باجها و خراجهايى كه هر اميرى بر افراد رعيت وضع مىكند ، اتخاذ كرد . او همه باجها و خراجهايى را كه در دين مجاز نبود لغو كرد و به آنچه شرع اجازت مىدهد اكتفا كرد ، چون زكات و عشريه و خمس غنايم و جزيهء اهل ذمه . لغو باجها و خراجها در اندلس اثرى نيكو نهاد زيرا امراى طوايف رعايا را براى گرفتن انواع مالياتها تحت فشار قرار داده بودند ، تا بتوانند هزينه زندگى پر تجمل خويش را تأمين كنند . يكى از عللى كه سبب شد تا يوسف را در خلع و برافكندن آنان يارى دهد همين امر بود ، اما يوسف گاه براى تهيهء مخارج جهادهاى پىدرپى خود بر رعايا مالياتهاى گزاف وضع مىكرد . و در اين مواقع نيز از فقها فتوا مىگرفت . از جملهء اين موارد قضيهء اوست با قاضى المريه ابو عبد اللّه محمد بن يحيى ، معروف به ابن الفراء كه پس از موافقت فقها مقرر شد از مردم مغرب و اندلس براى هزينه‌هاى جهاد اموالى

--> ( 1 ) . ابن الخطيب به نقل از ابن الصيرفى در الاحاطه . ( نسخه خطى اسكوريان ) نيز رجوع كنيد به الحلل الموشيه ، ص 59 . ( 2 ) . ابن خلدون . العبر ، ج 5 / ص 187 و 188 . بايد دانست كه طرطوشى در اصل از فقهاى اندلس بود كه به مشرق مهاجرت كرد . ر ، ك ، جلد دوم همين كتاب ، ص 301 . ( 3 ) . ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 2 / ص 488 . ابن دينار ، المونس فى اخبار افريقيه و تونس ، ص 106 .