محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

35

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

مكتوب خليفه مانعى وجود ندارد و اين فتنه خاموش نمىشود مگر به اينكه اذن صريح و منشور صادر شود آن‌سان كه براى ديگر امرا صادر مىشود ، بر حضرت خلافت صدور اين منشور واجب است . زيرا امام حق ، عاقلهء اسلام است و روا نيست كه اجازت دهد كه در اقطار زمين آتش فتنه‌اى افروخته بماند ، مگر آنكه به هر وسيله‌اى كه ممكن شود آن را خاموش گرداند . » اين بود نص فتواى امام غزالى در پاسخ ابن العربى و بيان حكم شريعت دربارهء ملوك و امراى طوايف ، برمبناى آنچه ابن العربى براى او شرح داده بود و دفاع از حق يوسف در به دست آوردن فرمان مقام خلافت در فرمانروايى بر سرزمينها و بلادى كه به نيروى شمشير حاصل كرده بود . امام غزالى بعد از اين فتوى ، نامه‌اى به يوسف نوشت و به تفصيل نظر خود را دربارهء ملوك الطوائف ابراز فرمود . البته برحسب آنچه ابن العربى براى او حكايت كرده بود . « 1 » غزالى در مكتوب خود تاريخ نگذاشته ولى پيداست كه آن را پيش از سفرش به حجاز نوشته و مىدانيم كه غزالى در سال 488 ه به اين سفر رفته است « 2 » . همچنين ابن العربى ، هنگامى كه گذارش به اسكندريه افتاد در ايامى كه به ديار خويش بازمىگشت ، با علامه ابو بكر طرطوشى هم ديدار كرد . طرطوشى نامه‌اى همه پند و اندرز براى يوسف بن تاشفين فرستاد . در اينكه به حق فرمان راند و موافق كتاب خدا حكم كند و نسبت به رعيت مهربان باشد آن‌سان كه مردى به خانواده و زن و فرزندش مهر مىورزد . و نيز نماز برپاى دارد و زكات بدهد و امر به معروف و نهى از منكر كند . طرطوشى نصيحت نامهء خويش را به آيات قرآنى و احاديث نبوى و قصه‌هاى خلفا و صحابه آراسته است . « 3 » .

--> ( 1 ) - روايت ابن العربى و نص فتواى امام غزالى را در مخطوط شمارهء 1275 ك در المكتبة الكتانيهء ، يافتيم ، اين نص در خزانهء رباط تحت عنوان « مجموع اوله كتاب الانساب » محفوظ است ( برگ 128 ، 129 ) مكتوب امام غزالى به يوسف بن تاشفين نيز در آنجاست . از ذكر نام خليفه المستظهر معلوم مىشود كه اين دو سند در سال 487 ه كه المستظهر پس از مرگ پدرش المقتدى در 16 محرم سال 487 ه به جاى او قرار گرفت ، نوشته شده است . ( 2 ) . نص مكتوب غزالى در مخطوط كتابخانهء الكتانى برگهاى 130 - 133 آمده است . ( 3 ) . نص مكتوب طرطوشى در مخطوط بالا ، برگهاى 133 و 134 آمده است .