محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

85

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

پنج هزار دينار ، به عنوان جزيه به پادشاه قشتاله بپردازد . يكى از بزرگترين مصيبتهايى كه بر مسلمانان و مملكت بطليوس نازل شد از دست رفتن قلمريه مهمترين شهر شمالى پرتغال بود . اين شهر را المنصور بن ابى عامر هشتاد سال پيش در سال 375 ه فتح كرده بود و در اين روزگار تحت فرمان يكى از موالى ابن الافطس به نام رانده بود . رانده براى دفاع از شهر پنج هزار سپاهى در اختيار داشت . گويند آنكه به فرناندو اشارت كرد كه به غزو قلمريه رود مستشار مستعرب او سسنندو بود كه پيش از اين از او ياد كرديم . او در اصل از مردم اين نواحى بود . فرناندو با سپاهى گران به قلمريه آمد و شهر را در محاصره گرفت . محاصرهء شهر شش ماه به درازا كشيد و روزبه‌روز بر شهر محصور فشار بيشترى وارد مىآمد . عاقبت رانده با فرناندو در نهان قرارى نهاد كه خود و زن و فرزندش از شهر - چنان كه كس درنيابد - بيرون روند . مردم شهر ديگر روز سردار خود را نيافتند . خواه و ناخواه امان خواستند تا تسليم شوند . فرناندو امان نداد و محاصره را ادامه داد ، تا آنجا كه خوردنى به پايان رسيد و مدافعان و مردم شهر ناتوان شدند . در اين حال ، مسيحيان حمله كردند . مدافعان تسليم شدند و به اسارت درآمدند . مسيحيان بسيارى از مردم شهر را ، چه زن و چه مرد ، اسير كردند . هركس مىتوانست بگريزد ، اموال و خان‌ومان مىگذاشت و مىگريخت . اين حادثه در سال 456 ه / 1064 م اتفاق افتاد . فرناندو مستشار خود سسنندو را حكومت قلمريه و اعمال آن داد و او را به « كنت » يا « وزير » ملقب نمود . آنگاه فرناندو به اخراج ساكنان مسلمان شهر به ديگر سرزمينهايى كه ميان دو نهر دويره و منيو ( منديگو ) بود پرداخت و اين اجراى برنامهء او در راندن مسلمانان از اراضى نزديك به مرز قشتاله بود . چون قلمريه به دست دشمن افتاد ، والى پيشين آن رانده عازم بطليوس شد . رانده به لشكرگاه مسيحيان پناه برده بود و به طمع آنكه سرور او عفوش خواهد كرد ، از آنجا بيرون آمد . ابن الافطس به سبب عملى كه از او سر زده بود ، او را از خود براند . سپس فرمان داد به سبب خيانتى كه مرتكب شده بود گردنش را بزنند . « 6 » ما آنگاه كه در اخبار فرناندو پادشاه قشتاله سخن مىگوييم به تفصيل به حوادث

--> ( 6 ) . در باب حوادث قلمريه رجوع كنيد به ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 238 و 239 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 184 . دوزى در : 77 - 76 . p , III . V , engapsE'd snamlusuM sed . tsiH