محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
84
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
المظفر در همان هنگام در معرض تجاوز المأمون بن ذو النون صاحب طليطله بود . ابن ذو النون پىدرپى به اراضى ابن الافطس حمله كرده و ميانشان نبردهاى محلى بسيارى رخ داده بود . ما آنچنانكه درخور اعتماد باشد به تاريخ اين نبردها دست نيافتيم ؛ ولى ظاهرا پس از پيمان صلح ميان المعتضد بن عباد و ابن الافطس يعنى از سال 443 ه بوده است . « 5 » المظفر بن الافطس هنوز از آن جنگهاى ويرانگر فراغت نيافته بود كه حوادث و بحرانهاى ديگرى سربرداشت . اين حوادث و بحرانها در حدود غربى و شمالى مملكت بود . دشمنان او در اين بار مسيحيان ، همسايگان شمالى او بودند . فرناندوى اول ( فرديناند يا فرذلند ) پسر سانچوى بزرگ چون قشتاله وليون او را صافى شد ، چشم به حوادث ممالك همسايگان مسلمان خود دوخته و منتظر فرصت مناسب براى عمل بود . مرزهاى شمالى مملكت بطليوس ، ميان دو نهر تاجه و دويره ، شامل منطقهء دورافتادهاى بود بىهيچ وسايل دفاعى نيرومند ، آنسان كه مردم شهرهاى آن نواحى خود مىبايست از خويشتن دفاع كنند . نظر فرناندو به اين منطقه جلب شد و ديرى نكشيد يعنى در سال 449 ه / 1057 م با لشكريان خود آن ناحيه را درنورديد و بر دو شهر لاميگو ( لميقه ) و بازو كه در شمال پرتغال واقع شده بودند استيلا يافت . اين دو شهر را مسلمانان از زمان المنصور آباد كرده بودند . فرناندو بر سر راه خويش هيچ دفاعى كه درخور ذكر باشد نديد . ابن الافطس نيز كه مىدانست دفاع را سودى نيست از جاى نجنبيد . فرناندو ساكنان آن دو شهر اسلامى را برده ساخت و مسيحيان را به جاى آنها اسكان داد . چند سالى نگذشته بود كه بار ديگر فرناندو با ده هزار سوار ، از همان منطقه حمله آغاز كرد . ابن الافطس از پرداخت جزيه به پادشاه قشتاله سر باز زده بود . افواجى از سپاهيان مسيحى راهى جنوب شد تا شهر شنترين را كه بر ساحل رود تاجه بود تصرف كند . شنترين يكى از شهرهاى مهم پرتغال بود . ابن الافطس كه از حركت سپاه مسيحى به سوى شنترين خبر داشت ، شتابان خود را به آنجا رسانيد . چون مسيحيان به شهر نزديك شدند يكى از سردارانشان بيامد تا با محمد بن عبد اللّه بن الافطس به گفتگو پردازد . آن دو در كنار رود تاجه به گفتگو پرداختند . نتيجه آن شد كه ابن الافطس هرساله
--> ( 5 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 282 و 283 .