محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

83

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

هم‌پيمان او در ايام جنگ به او سپرده بود سر برتافت . محمد بن عبد اللّه بن الافطس به اين نيز اكتفا ننمود و سواران خود را براى حمله به لبله گسيل داشت . ابن يحيى از المعتضد بن عباد يارى طلبيد . المعتضد نيز اجابت كرد و با سواران ابن الافطس روبرو گرديد و آنان را تارومار ساخت و صد و پنجاه سر از ايشان ببريد . المعتضد بن عباد ، پس از آن لشكرى عظيم بسيج كرد و به سردارى پسرش اسماعيل و وزيرش ابن سلام به جنگ محمد بن عبد اللّه بن الافطس فرستاد . سپاه بنى عباد از رود وادىيانه گذشت و در اراضى محمد بن عبد اللّه بن الافطس به سوى شمال پيش راند ، تا به شهر يابره رسيد . ابن الافطس نيز در همان هنگام سپاه خود گردآورد و از سپاهى هم كه هم‌پيمانش اسحاق بن عبد اللّه البرزالى به فرماندهى پسرش المعز فرستاده بود ، مدد گرفت . اين دو گروه ، بىسازوبرگ كامل و بىهيچ انتظامى در نزديكى رود يابره با سپاه بنى عباد مصاف دادند . محمد ابن عبد اللّه بن الافطس شكست خورد و بسيارى از سپاهيانش به قتل رسيدند . المعز بن اسحاق نيز كشته شد . سرش را بريدند و به اشبيليه فرستادند . عم ابن الافطس نيز به قتل رسيد . سر او را نيز به اشبيليه فرستادند . ابن الافطس با بقيهء سواران خود به يابره پناه برد و در حمايت فرمانرواى آن عبيد اللّه الخراز قرار گرفت . اين نبرد ، نبردى خونين بود . شمار كشتگان را تا سه هزار تخمين زده‌اند . در سال 442 ه / 1050 م اتفاق افتاد . چند ماه بعد نيز ميان دو گروه نبرد افتاد . المعتضد توانست قواى ابن الافطس را بارها فروكوبد و در اراضى او دست به كشتار و تاراج زند و چند دژ بگشايد . در اثر اين حوادث مملكت بطليوس گرفتار نقصان محصول شد و دچار قحط و غلا گرديد . المظفر محمد بن عبد اللّه الافطس عاقبت به پايتخت كشور خود بطليوس موضع گرفت و اين به هنگامى بود كه همهء يارانش دست از يارى او برداشته بودند . و او را از تجاوز المعتضد بن عباد نرهانيد مگر دخالت وزير ابو الوليد بن جهور كه همچنان در دفع فتنه و ممانعت از خونريزى پاى فشرد تا پيروز شد و ميان المعتضد بن عباد و المظفر محمد بن عبد اللّه بن الافطس در ماه ربيع الاول سال 443 ه / 1051 م پيمان صلح منعقد گردانيد . « 4 »

--> ( 4 ) . رجوع كنيد به آنچه در الذخيره از ابن حيان نقل شده است ( مجلد اول ، قسمت اول / ص 361 - 365 ) ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 211 - 213 ، 234 و 235 .