محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
37
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
نه بيگانه . ابو عمرو المعتضد باللّه كار فرمانروايى خود را با قتل حبيب وزير پدرش آغاز كرد . بسيارى از زعما و رؤساى پيشين را عزل نمود و به خوارى افگند ؛ از آن جمله بودند فقيه ابو عبد اللّه الزبيدى و ابو محمد عبد اللّه بن مريم همكاران جدش قاضى ابن عباد در رياست شهر . با اين وصف ، ديگر كسى از مردان نيرومند صاحب حسب و نسب در دستگاه فرمانروايى او نماند . سپس براى تصرف بلاد غربى با برخى امراى زيردست خويش نقشهاى طرح كرد و توانست سرزمينهاى غرب اندلس را تا سواحل اقيانوس اطلس زير فرمان بنى عباد درآورد . * امارات غربى اندلس نخستين اين شهرها شهر لبله واقع در مغرب اشبيليه و شمال شرقى ثغر و لبه بود . در آغاز روزگار فتنه ، ابو العباس احمد بن يحيى اليحصبى معروف به لبلى ، يكى از بزرگان آن نواحى ، در آنجا شورش كرد و شهر را در ضبط آورد . مردم لبله در سال 414 ه با لبلى بيعت كردند و او در سرزمينهاى اطراف بسط قدرت داد ، از جمله جبل العيون « 6 » را در تصرف آورد و در خردك مملكت خويش قريب بيست سال فرمان راند و در سال 434 ه درگذشت و وصيت كرد كه بعد از او برادرش ابو عبد اللّه محمد بن يحيى اليحصبى ملقب به عز الدوله جانشين او شود . او نيز چند صباحى در امن و آسايش و نظم حكومت كرد تا آنگاه كه المعتضد بن عباد سربرداشت و پىدرپى لبله را مورد حمله قرار داد . عاقبت نقاب از چهره برگرفت و لشكر به لبله برد . ابو عبد اللّه محمد ابن يحيى از دوست خود المظفر بن الافطس صاحب بطليوس مدد خواست . او نيز به ندايش پاسخ داد و لشكر به يارىاش آورد . در همان حال بعضى از همپيمانان بربر او به اشبيليه حمله كردند . چون وزير ابو الوليد بن جهور از اين حركت آگاه شد ، از عواقب آن بترسيد و رسولان خود را نزد دو طرف متخاصم فرستاد و آنان را به مدارا و آهستگى و صلح دعوت كرد و از عواقب فتنه برحذر داشت ؛ ولى هيچ يك از آن دو به سخنش گوش نداد . المعتضد در همان هنگام كه قواى ابن الافطس به يارى ابن يحيى
--> ( 6 ) . به اسپانيايى noelarbiG .