محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

38

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

مىرفت ، پيشدستى نمود و به بلاد او لشكر كشيد و كشتار و تاراج كرد و ويرانى به بار آورد . سپس المعتضد خود به لبله لشكر برد و ميان دو گروه نبردى سخت درگرفت . ابن الافطس نخست منهزم شد ، ولى پس از آن توانست سپاه المعتضد را در محاصره اندازد و بسيارى از لشكريان او را به قتل آورد . اين واقعه در سال 439 ه / 1047 م اتفاق افتاد . برخى طوايف بربر در همان هنگام به حركت درآمدند و در نواحى شرقى اشبيليه آشوب برپا كردند و راهها ببريدند و قافله‌ها را غارت كردند و اوضاع منطقه را آشفته نمودند . ظاهرا ابن يحيى عاقبت مصلحت در آن ديد كه با المعتضد بن عباد مصالحه كند ؛ پس با او پيمان صلح بست . ولى اين امر المظفر بن الافطس را خشنود نساخت و از بازپس دادن ودايع و اموال ابن يحيى خوددارى كرد . ابن يحيى اين اموال را به هنگام هجوم المعتضد به او سپرده بود . پس نيروى مهاجم خويش به لبله فرستاد . ابن يحيى از المعتضد يارى طلبيد . المعتضد برايش مدد فرستاد و مدتى ميان دو گروه نبرد بود . سپس در سال 442 ه / 1050 م آتش فتنه ميان المعتضد و ابن الافطس افروخته شد . المعتضد در سرزمينهاى ابن الافطس دست به كشتار و تاراج زد و چند دژ او بگرفت و ضميمهء مملكت خود نمود و مزارع را نابود كرد و بسيارى از روستاها را ويران ساخت و جمع كثيرى از سپاهيان ابن الافطس را به قتل آورد و راه مداخل او ببست . ابن الافطس به شهر خويش بطليوس پناه برد و ما وقايع آن را در ضمن اخبار بطليوس خواهيم آورد . سرانجام وزير ابن جهور ميان دو گروه ميانجى شد و با كوشش او ميان المعتضد و ابن الافطس در ربيع الاول سال 443 ه / 1051 م پيمان صلح بسته شد . ولى المعتضد به اين حد قانع نشد و هنوز زمانى كوتاه سپرى نشده بود كه پيمان صلح بشكست و افواجى از سپاهيانش را به لبله گسيل داشت . ناصر الدوله مجبور شد از خود دفاع كند . جنگ ميان دو طرف چندى ادامه داشت تا بسيارى از مزارع اطراف لبله ويران شد و جمع كثيرى از سپاهيانش به قتل رسيدند و بسيارى به اسارت افتادند . ناصر الدوله عاقبت در برابر نيروى قاهر خصم سرفرود آورد و لبله را تسليم او نمود و خود از آنجا به قرطبه رفت تا در كنار عمش زندگى كند . سقوط لبله به دست